میانه روی در گفتار و نوشتار امام علی (ع)
بله، این هم یکی از ویژگیهای بارز و درخشان سیره امام علی (ع) است: ایشان در گفتار و نوشتار، میانه رو (اعتدالی) بودند و از افراط و تفریط پرهیز میکردند. این اعتدال، نه تنها در محتوا، بلکه در شیوه بیان و حجم کلام ایشان نیز نمایان بود و ریشه در حکمت و عدل ایشان داشت.
میانه روی در گفتار و نوشتار امام علی (ع)
اعتدال در کلام امام علی (ع) به معنای پرهیز از هرگونه افراط و تفریط در جنبههای مختلف بود:
۱. میانه روی در محتوا (اعتدال در بیان حقایق):
پرهیز از غلو و تفریط: امام (ع) در بیان جایگاه خود و ائمه، هم از غلو (اغراق بیش از حد) پرهیز میکردند و هم از تفریط (کمانگاری). ایشان همیشه بر بندگی خدا و جایگاه امامت (نه الوهیت) تأکید داشتند.
اعتدال در توصیف دنیا و آخرت: در عین تأکید بر اهمیت آخرت، دنیا را به طور کامل نفی نمیکردند، بلکه آن را مزرعه آخرت میدانستند. ایشان افراط در دنیاپرستی و تفریط در ترک دنیا را هر دو مذموم میشمردند.
اعتدال در بیان صفات الهی: امام (ع) خداوند را هم "رحمان" و "رحیم" (مهربان) توصیف میکردند و هم "قاهر" و "جبار" (قدرتمند و مسلط). این اعتدال در بیان، تصویری کامل و جامع از صفات الهی ارائه میدهد.
۲. میانه روی در شیوه بیان (اعتدال در لحن):
پرهیز از خشونت و تندی بیمورد: با وجود قاطعیت در بیان حق، لحن امام (ع) غالباً همراه با حکمت، دلسوزی و مدارا بود. حتی در مواجهه با دشمنان، ابتدا از موعظه حسنه و استدلال بهره میبردند و تنها در صورت لجاجت و عناد، لحنشان قاطعتر میشد.
پرهیز از سستی و بیتفاوتی: از سوی دیگر، کلام ایشان هرگز سست و بیاثر نبود. ایشان با قدرت بیان و فصاحت خود، به کلامشان تأثیر و نفوذ میبخشیدند و از بیتفاوتی در بیان حقایق مهم پرهیز میکردند.
رعایت مقتضای حال مخاطب: امام (ع) کلام خود را متناسب با فهم و حال مخاطب تنظیم میکردند؛ نه آنقدر پیچیده که فهم نشود و نه آنقدر سادهانگارانه که حق مطلب ادا نشود.
۳. میانه روی در حجم کلام (ایجاز و اِطناب معتدل):
ایجاز (کوتاه و رسا): بسیاری از کلمات قصار امام (ع) اوج ایجاز و رسایی است. در کمترین کلمات، عمیقترین مفاهیم را منتقل میکردند. این ایجاز، مانع از اطناب (طولانیگویی) بیمورد میشد.
اطناب (توضیح کافی): در عین حال، هرگاه لازم بود برای تبیین یک موضوع پیچیده یا اتمام حجت، به تفصیل سخن میگفتند یا نامه مینوشتند. نامههای ایشان به مالک اشتر یا نامههایشان به معاویه، نمونههایی از اطناب بجا و لازم هستند.
این به معنای پرهیز از زیادهگویی و کمگویی افراطی بود.
چرایی اهمیت میانه روی در گفتار و نوشتار
میانه روی در کلام، از دیدگاه امام (ع)، نه تنها یک فضیلت اخلاقی، بلکه یک ابزار مؤثر برای هدایت و مدیریت جامعه بود:
افزایش تأثیرگذاری: کلام معتدل و منطقی، نفوذ و تأثیرگذاری بیشتری بر مخاطب دارد، زیرا او را به تفکر وامیدارد و نه به واکنشهای احساسی صرف.
ماندگاری و جهانشمولی: محتوای معتدل و دور از افراط، ماندگارتر و جهانشمولتر است و میتواند برای نسلهای مختلف و فرهنگهای گوناگون مفید باشد.
ایجاد اعتماد: کسی که در کلامش اعتدال دارد، اعتماد مخاطب را جلب میکند و از هرگونه شائبه تعصب یا تندروی به دور است.
جلوگیری از انحراف: افراط و تفریط در کلام میتواند منجر به انحرافات فکری و عملی شود. اعتدال، مانع از این انحرافات است.
هماهنگی با فطرت: اعتدال، ریشه در فطرت انسانی و حکمت الهی دارد و از این رو با طبع سلیم سازگارتر است.
نتیجهگیری:
بله، کاملاً صحیح است. امام علی (ع) در گفتار و نوشتار خود، به شدت میانه رو بودند. این میانه روی شامل اعتدال در محتوا (پرهیز از غلو و تفریط)، اعتدال در شیوه بیان (پرهیز از خشونت بیمورد و سستی)، و اعتدال در حجم کلام (استفاده بجا از ایجاز و اطناب) میشد. این اعتدال، نشانه حکمت، جامعیت و بصیرت ایشان بود که کلامشان را تأثیرگذار، ماندگار و الگویی برای همه جویندگان حقیقت ساخت.
آیا فکر میکنید در فضای ارتباطی امروز، میانه روی در گفتار و نوشتار به اندازه کافی رعایت میشود؟