دیدگاه مرجعیت شیعه درباره واقعه حکمیت
دیدگاه مرجعیت شیعه در مورد واقعه حکمیت در جنگ صفین، تفاوتهای اساسی با دیدگاه اهل سنت دارد و بر مبانی امامت و عصمت امام علی (ع) استوار است. این دیدگاه، پذیرش حکمیت از سوی امام را نه به عنوان یک اشتباه یا ضعف، بلکه به عنوان یک تدبیر حکیمانه و اضطراری برای اتمام حجت و روشن شدن حقیقت برای آیندگان و دفع فتنهای بزرگتر، تحلیل میکند.
دیدگاه مرجعیت شیعه درباره واقعه حکمیت
از دیدگاه مراجع شیعه، از جمله آیتالله سیستانی و سایر مراجع، واقعه حکمیت به این شرح تحلیل میشود:
۱. حقانیت مطلق امام علی (ع) و عدم نیاز به حکمیت
امامت و عصمت: مراجع شیعه معتقدند امام علی (ع) امام منصوب از سوی خداوند و پیامبر (ص) و معصوم از هرگونه خطا و گناه بودند. بنابراین، خلافت ایشان مشروعیت کامل الهی داشت و نیازی به داوری و حکمیت هیچ کس برای اثبات حقانیت ایشان نبود.
باطل بودن ادعای معاویه: از همان ابتدا، ادعاهای معاویه (مانند خونخواهی عثمان) باطل و از روی فریب و دنیاطلبی بود. او با شورش علیه امام برحق، باغی محسوب میشد و هدفش نه اجرای حکم خدا، بلکه رسیدن به قدرت بود.
۲. حیله و فریب در پیشنهاد حکمیت
فریبکاری عمرو عاص و معاویه: پیشنهاد قرآن بر سر نیزه کردن، یک حیله شیطانی و ترفند عمرو عاص بود تا سپاه معاویه را که در آستانه شکست قرار داشت، از نابودی نجات دهد. هدف، نه رجوع واقعی به قرآن، بلکه توقف جنگ و ایجاد تفرقه در سپاه امام بود.
آگاهی امام از فریب: امام علی (ع) از همان ابتدا به این فریب آگاه بودند و صراحتاً اعلام کردند که "این کلمه حقی است که از آن باطل اراده شده است". ایشان میدانستند که معاویه و یارانش نه اهل دینند و نه اهل قرآن، و هدفشان صرفاً مکر و خدعه است.
۳. پذیرش حکمیت از روی اضطرار و برای اتمام حجت
فشار داخلی سپاه: مهمترین دلیل پذیرش حکمیت از سوی امام علی (ع)، فشار شدید و تهدید برخی از لشکریان خود، به ویژه گروهی که بعدها به خوارج معروف شدند، بود. این گروه با شعار "حکمیت قرآن" امام را مجبور به توقف جنگ و پذیرش حکمیت کردند.
خطر فتنه بزرگتر: اگر امام حکمیت را نمیپذیرفتند، نه تنها با دشمن (معاویه) در جبهه مقابل میجنگیدند، بلکه باید با بخش قابل توجهی از سپاه خود نیز که بر اثر جهالت و عوامفریبی تحریک شده بودند، درگیر میشدند. این امر میتوانست به تجزیه کامل سپاه و فتنهای بزرگتر در داخل جامعه اسلامی منجر شود، حتی به قیمت شهادت زودتر امام.
اتمام حجت بر خواص و عوام: پذیرش حکمیت، در واقع یک اتمام حجت بود:
برای خواص مردد: تا حقیقت حیلهگری معاویه و باطل بودن ادعایش، برای کسانی که هنوز در شک و تردید بودند، آشکار شود.
برای آیندگان: تا در تاریخ ثبت شود که امام علی (ع) تا آخرین لحظه برای جلوگیری از خونریزی و حل مسالمتآمیز اختلاف، تمام تلاش خود را انجام دادند و اتمام حجت کردند. این امر نشان میدهد که امام (ع) بر حقانیت خویش مطمئن بودند و از داوری نمیهراسیدند، اما از فریبکاری طرف مقابل آگاه بودند.
"لقد كنت أمسِ أميراً، فأصبحت اليوم مأموراً!": جمله معروف امام علی (ع) هنگام پذیرش حکمیت که "تا دیروز فرمانده بودم و امروز فرمانبر گشتهام و تا دیروز خود، نهیکننده بودم و امروز، نهی شدهام"، به وضوح نشاندهندهی تحمیلی بودن این تصمیم بر ایشان است، نه اختیار کامل.
۴. انتخاب حکَم و نقش ابوموسی اشعری
تحمیل ابوموسی اشعری: امام علی (ع) برای حکمیت، عبدالله بن عباس یا مالک اشتر را پیشنهاد دادند که افراد آگاه و زیرکی بودند، اما همان گروه فشار (که بعداً خوارج شدند) به دلیل تعصبات قبیلهای و جهالت، بر انتخاب ابوموسی اشعری اصرار ورزیدند. امام با وجود عدم رضایت و هشدار نسبت به سادهلوحی او در برابر عمرو عاص، به دلیل همان فشار، این انتخاب را نیز پذیرفتند.
نقش عمرو عاص: مراجع شیعه بر حیلهگری و فریبکاری عمرو عاص در صحنه حکمیت تأکید دارند که با زیرکی و مکر، ابوموسی اشعری را فریب داد و نتیجه حکمیت را به نفع معاویه تغییر داد.
۵. نتایج و پیامدها
عدم مشروعیت حکم حکمین: از دیدگاه شیعه، حکم حکمین (داوران) به دلیل عدم مطابقت با اصول شرعی و نیز حیلهگری، باطل و فاقد اعتبار بود. این امر به هیچ وجه به معنای عدم حقانیت امام علی (ع) در امر خلافت نیست.
پیدایش خوارج: واقعه حکمیت، زمینهساز پیدایش خوارج شد؛ گروهی که با شعار "لاحکم الا لله"، هم امام علی (ع) و هم معاویه را تکفیر کردند و به جنگ با امام برخواستند. شیعه، خوارج را گمراه و باغی میداند و جنگ امام علی (ع) با آنها در نهروان را کاملاً برحق میشمارد.
تقویت موقت جبهه معاویه: نتیجه ظاهری حکمیت، فرصتی برای معاویه فراهم کرد تا جایگاه خود را در شام تثبیت کند و به تبلیغات علیه امام علی (ع) بپردازد، که در نهایت به خلافت او منجر شد. اما این امر به معنای مشروعیت یافتن خلافت او نیست.
جمعبندی
از منظر مرجعیت شیعه، واقعه حکمیت، نه به دلیل تردید در حقانیت امام علی (ع) و نه به دلیل یک اشتباه راهبردی، بلکه به دلیل فشار بیمنطق و جاهلانه بخش وسیعی از سپاه خودی و برای دفع فتنهای بزرگتر از سوی امام (ع) پذیرفته شد. هدف اصلی از این پذیرش، اتمام حجت قاطع بر فریبکاری معاویه و ثبت حقیقت در تاریخ برای آیندگان بود تا راه برای هرگونه تحریف و توجیه بسته شود. این رویداد، نمادی از مظلومیت امام علی (ع) در مواجهه با دشمنان خارجی و دوستان نادان داخلی است.