دلایل شافعیها بر مشروعیت قیام امام حسین (ع)
مذهب شافعی، یکی از مذاهب اصلی فقهی اهل سنت، نیز مانند سایر مذاهب اهل سنت (با اکثریت قاطع)، مشروعیت قیام امام حسین (ع) را تأیید میکند. دلایل شافعیها بر این مشروعیت، بر مبنای اصول فقهی و کلامی خاص این مذهب استوار است:
دلایل شافعیها بر مشروعیت قیام امام حسین (ع)
۱. فسق و ظلم آشکار یزید و از دست دادن مشروعیت حاکمیت: شافعیها معتقدند که یزید فردی فاسق، ظالم و فاقد شرایط لازم برای خلافت بود. امام شافعی و بسیاری از علمای این مذهب، بر لزوم عدالت و تقوای حاکم تأکید فراوانی داشتند. حاکمی که علناً مرتکب گناهان کبیره شود، حدود الهی را زیر پا بگذارد و ستم کند، از نظر شرعی مشروعیت خود را از دست میدهد. جنایاتی مانند فاجعه کربلا، حمله به مدینه (واقعه حَرّه) و مکه (کعبه)، به وضوح نشاندهندهی فسق و ظلم یزید بود. در چنین شرایطی، اطاعت از حاکم فاسق واجب نیست و حتی میتواند حرام باشد.
۲. فریضه امر به معروف و نهی از منکر: مذهب شافعی، همانند سایر مذاهب اهل سنت، بر فریضه امر به معروف و نهی از منکر تأکید بسیار زیادی دارد و آن را از واجبات کفایی (و در برخی موارد، مانند مورد امام حسین (ع)، از واجبات عینی) میداند. هنگامی که حاکم به صورت علنی به فسق و فجور بپردازد و دین را منحرف سازد، وظیفه مسلمانان (به ویژه علما و بزرگان) است که در برابر او ایستادگی کنند. قیام امام حسین (ع) از دیدگاه شافعیها، مصداق بارز و اعلای امر به معروف و نهی از منکر در برابر حاکمی بود که دین را بازیچه خود قرار داده بود. امام شافعی، خود نیز از حامیان سنت و مخالفان بدعت بودند و با هرگونه انحراف از مسیر حق مبارزه میکردند.
۳. اهمیت سنت پیامبر (ص) و اجماع (سلف صالح): مذهب شافعی، بر سنت پیامبر (ص) و اجماع صحابه (سلف صالح) تأکید ویژهای دارد. امام حسین (ع) نوه پیامبر (ص) و از اهل بیت (ع) بودند که پیامبر (ص) به طور مکرر فضائل و جایگاه رفیع آنها را بیان فرمودند. از دیدگاه شافعیها، چنین شخصیتی، که به تقوا، علم و عمل به سنت شهره بود، هرگز بیجهت و بدون دلیلی شرعی دست به اقدامی نمیزند. حرکت ایشان، نه یک شورش بیحساب، بلکه تلاشی برای احیای سنت پیامبر (ص) و مقابله با بدعتهایی بود که یزید ترویج میکرد.
۴. تمایز میان "خروج بر حاکم ظالم" و "قیام برای اصلاح دین": شافعیها نیز بر لزوم اطاعت از حاکم برای حفظ نظم و جلوگیری از فتنه تأکید دارند، اما این اطاعت مطلق نیست. قاعده "عدم خروج بر حاکم" عمدتاً در مورد حاکمی است که فسقش پنهان باشد یا خروج بر او منجر به فتنهای بزرگتر و گستردهتر شود که مفسده آن از مفسده حاکم بیشتر باشد. اما در مورد حاکمی مانند یزید که فسقش آشکار و ظلمش علنی بود و جان دین را به خطر انداخته بود، قیام برای اصلاح، نه تنها جایز، بلکه واجب است. غزالی (یکی از بزرگترین علمای شافعی) در کتابهای خود به صراحت یزید را محکوم کرده و او را "فاسق" و "قاتل امام حسین (ع)" میداند.
۵. شهادت و بیداری امت: شافعیها معتقدند که با وجود شهادت امام حسین (ع) و یارانشان، این قیام یک شکست نبود، بلکه یک پیروزی معنوی بود. شهادت امام حسین (ع) منجر به بیداری عمیق در امت اسلامی شد و چهره واقعی بنیامیه را افشا کرد. این شهادت، الهامبخش بسیاری از قیامها و مبارزات بعدی علیه ظلم و فساد در طول تاریخ اسلام شد.
جمعبندی:
به طور خلاصه، شافعیها با تکیه بر اصول فقهی خود نظیر وجوب امر به معروف و نهی از منکر، اهمیت حفظ سنت پیامبر (ص) و اجماع سلف، و نیز فسق و ظلم آشکار یزید، قیام امام حسین (ع) را کاملاً مشروع و برحق میدانند. این قیام، تلاشی مقدس برای اصلاح امت و حفظ اساس دین بود و امام حسین (ع) را الگویی برای مبارزه با ستم و انحراف معرفی میکنند.