در این بخش آغازین از نامه‌ی ۶۱ نهج‌البلاغه، امام علی (ع) ابتدا یک اصل بنیادین در حکمرانی را مطرح می‌کند و سپس، اولین و اساسی‌ترین خطای کمیل بن زیاد را در زمینه‌ی مدیریت نظامی و استراتژی دفاعی او به صراحت بیان می‌دارد.

متن مربوطه:

«أَمَّا بَعْدُ، فَإِنَّ تَضْیِیعَ الْمَرْءِ مَا وُلِّیَ، وَ تَکَلُّفَهُ مَا کُفِيَ، لَعَجْزٌ حَاضِرٌ، وَ رَأْیٌ مُتَبَّرٌ.» (اما بعد، ضایع نمودن آدمی آنچه را برعهده‌اش نهاده‌اند، و بر دوش کشیدن زحمت کاری که به دیگری واگذار شده، ناتوانی آشکار، و نظریه‌ای هلاک‌کننده است.)

«وَ إِنَّ تَعَاطِیَکَ الْغَارَةَ عَلَى أَهْلِ قِرْقِیسِیَا، وَ تَعْطِیلَکَ مَسَالِحَکَ الَّتِي وَلَّیْنَاکَ لَيْسَ بِهَا مَنْ یَمْنَعُهَا، وَ لاَ یَرُدُّ الْجَیْشَ عَنْهَا، لَرَأْیٌ شَعَاعٌ.» (و تاخت و تازت به اهل قرقیسیا، و واگذاری مرزهایی که تو را بر آن‌ها حکومت داده‌ایم در حالی که کسی نیست که آنها را حفظ کند و سپاه دشمن را از آنها برگرداند، فکری است نادرست.)

تحلیل و شرح:

  1. بیان اصل کلی مسئولیت‌پذیری: امام با عبارت «أَمَّا بَعْدُ» وارد اصل مطلب می‌شود و بلافاصله به یک قاعده‌ی اساسی در زمامداری اشاره می‌کند: "ضایع نمودن آنچه به انسان سپرده شده" و "بر دوش کشیدن زحمت کاری که به دیگری واگذار شده" را نشانه‌ی ناتوانی آشکار (عجز حاضر) و فکری هلاک‌کننده (رأی متبّر) می‌داند.

    • "تضییع ما وُلّیَ": این یعنی انجام ندادن وظیفه‌ی اصلی و کوتاهی در انجام مسئولیت‌های محوله. در مورد کمیل، این به معنای عدم دفاع کافی از منطقه‌ی هیت بود.

    • "تکلّف ما کُفِيَ": این عبارت به دخالت در حوزه‌ی مسئولیت دیگران یا پرداختن به اموری که به او مربوط نبوده و از وظایف اصلی‌اش نیست، اشاره دارد.

    • پیام امام: این جملات، به کمیل (و سایر کارگزاران) یادآوری می‌کند که هر کس باید به وظایف خود پایبند باشد و از انحراف از آن‌ها یا دخالت‌های نابجا که منجر به تضعیف کارایی می‌شود، بپرهیزد. این اصل، بر شفافیت وظایف و مسئولیت‌ها و لزوم تمرکز بر آن‌ها تأکید دارد.

  2. انتقاد مستقیم از سوءاستراتژی نظامی: پس از بیان اصل کلی، امام به طور مشخص به خطای کمیل می‌پردازد. کمیل به جای تمرکز بر دفاع از مرزهای هیت که تحت حاکمیت او بود، به حمله و غارت قرقیسیا (شهری در قلمرو دشمن) پرداخته بود. امام این اقدام او را "رأی شعاع" (فکری پراکنده و نادرست) می‌نامد.

    • خطای استراتژیک: از نظر امام، اولویت در آن شرایط، دفاع از جان و مال مردم و حفظ مرزهای خودی بود. رفتن به حمله‌ی ایذایی به قلمرو دشمن، در حالی که مرزهای خودی "واگذار شده" و "کسی برای محافظت و دفع دشمن نیست"، یک اشتباه استراتژیک بزرگ محسوب می‌شود.

    • پیامد منفی: این اقدام کمیل عملاً باعث شد که دشمن (سپاه سفیان بن عوف) بتواند به راحتی از کنار هیت عبور کرده و به مناطق داخلی‌تر دستبرد بزند. این نشان می‌دهد که کمیل، اولویت‌های نظامی را به درستی تشخیص نداده بود.

در مجموع، این بخش اول، یک مقدمه قاطع است که هم مبانی زمامداری امام را تبیین می‌کند و هم بلافاصله، اولین و مهم‌ترین نقص عملکرد کمیل را در زمینه‌ی استراتژی و مسئولیت‌پذیری نظامی برجسته می‌سازد.