2-رجل (مرد ) در قرآن
کارکرد انتقادی:وَقَالَ رَجُل مُؤْمِنٌ مِنْ آلِ فِرْعَوْنَ يَكْتُمُ إِيمَانَهُ أَتَقْتُلُونَ رَجُلا أَنْ يَقُولَ رَبِّيَ اللَّهُ وَقَدْ جَاءَكُمْ بِالْبَيِّنَاتِ مِنْ رَبِّكُمْ وَإِنْ يَكُ كَاذِبًا فَعَلَيْهِ كَذِبُهُ وَإِنْ يَكُ صَادِقًا يُصِبْكُمْ بَعْضُ الَّذِي يَعِدُكُمْ إِنَّ اللَّهَ لَا يَهْدِي مَنْ هُوَ مُسْرِفٌ كَذَّابٌ
این آیه از سوره غافر، آیه ۲۸ است. در این آیه، یکی از اعضای خاندان فرعون که ایمان خود را پنهان میداشت و مؤمن بود، به دفاع از حضرت موسی (ع) پرداخت. او از قوم فرعون میپرسد که آیا میخواهند مردی را بکشند که تنها به این دلیل که میگوید پروردگار من الله است؟ در حالی که او دلایل روشنی از جانب پروردگارشان آورده است. سپس اضافه میکند که اگر او دروغگو باشد، دروغش به زیان خودش خواهد بود و اگر راستگو باشد، بعضی از وعدههایی که داده، به حقیقت خواهد پیوست. این آیه نشاندهندهی شجاعت و صداقت مرد مؤمن در مقابل قوم فرعون است.
کارکرد انتقادی این آیه میتواند به چندین جنبه اشاره داشته باشد:
شجاعت در بیان حقیقت: مرد مؤمن از خاندان فرعون با شجاعت ایمان خود را بیان میکند و از حضرت موسی (ع) دفاع میکند.
دعوت به تفکر و تعقل: این آیه از قوم فرعون میخواهد که با تعقل و تفکر به پیام حضرت موسی (ع) نگاه کنند و از روی تعصب و بیفکری عمل نکنند.
رد تعصب و تقلید کورکورانه: این آیه به انسانها یادآوری میکند که تقلید کورکورانه از نیاکان و گذشتگان میتواند مانع از پذیرش حقایق الهی شود.
تاکید بر مسئولیت فردی: هر فرد مسئول اعمال و گفتار خود است. اگر کسی دروغگو باشد، دروغش به زیان خودش است و اگر راستگو باشد، حقیقت به نفع همه خواهد بود.
این آیه از سوره غافر، به معنای واقعی کلمه، به نیرو و شجاعت ایمان در مواجهه با فشارهای اجتماعی و سیاسی اشاره دارد.
وَإِذَا تُتْلَى عَلَيْهِمْ آيَاتُنَا بَيِّنَاتٍ قَالُوا مَا هَذَا إِلَّا رَجُل يُرِيدُ أَنْ يَصُدَّكُمْ عَمَّا كَانَ يَعْبُدُ آبَاؤُكُمْ وَقَالُوا مَا هَذَا إِلَّا إِفْكٌ مُفْتَرًى وَقَالَ الَّذِينَ كَفَرُوا لِلْحَقِّ لَمَّا جَاءَهُمْ إِنْ هَذَا إِلَّا سِحْرٌ مُبِينٌ
این آیه از سوره سبأ، آیه ۴۳ است. ترجمه فارسی آن به این صورت است: «و هنگامی که آیات روشن ما بر آنان خوانده میشود، میگویند: این جز مردی نیست که میخواهد شما را از آنچه پدرانتان میپرستیدند بازدارد و میگویند: این جز دروغی ساخته شده نیست. و کسانی که کافر شدند به حق گفتند هنگامی که به سوی آنان آمد: این جز سحری آشکار نیست.»
این آیه به واکنش منفی کفار و مشرکان نسبت به پیامبر اکرم (ص) و آیات الهی اشاره میکند. آنان بهجای پذیرش حق، آن را بهانهای برای مخالفت با پیامبر (ص) و تبلیغ دین توحیدی ایشان میدانند و آن را نادرست و حتی سحر آشکار مینامند.
موضوعات اصلی در این آیه عبارتند از:
بیاعتقادی و مخالفت کفار: کفار و مشرکان به جای پذیرش آیات الهی، آن را نادیده میگیرند و پیامبر را به افتراء و سحر متهم میکنند.
تقابل با سنتهای گذشتگان: یکی از دلایل اصلی مخالفت آنان با پیامبر، تعصبی است که به باورها و عبادات نیاکان خود دارند.
تهمتهای نادرست به پیامبر: کفار برای رد پیامبر، او را به دروغگویی و ساختگی بودن آیات متهم میکنند.
وَجَاءَهُ قَوْمُهُ يُهْرَعُونَ إِلَيْهِ وَمِنْ قَبْلُ كَانُوا يَعْمَلُونَ السَّيِّئَاتِ قَالَ يَا قَوْمِ هَؤُلَاءِ بَنَاتِي هُنَّ أَطْهَرُ لَكُمْ فَاتَّقُوا اللَّهَ وَلَا تُخْزُونِ فِي ضَيْفِي أَلَيْسَ مِنْكُمْ رَجُل رَشِيدٌ
این آیه از سوره هود، آیه ۷۸ است. ترجمه فارسی آن به این صورت است: «و قوم او به سویش شتابان آمدند، در حالی که پیشتر کارهای بد انجام میدادند. گفت: ای قوم من! اینها دختران منند، برای شما پاکترند. پس از خدا بترسید و مرا در مورد میهمانانم رسوا نکنید. آیا در میان شما مردی درستکار نیست؟»
این آیه به داستان قوم لوط اشاره میکند که مردمانی فاسد و ناپاک بودند. هنگامی که میهمانانی نزد لوط آمدند، قوم او قصد سوء به آنها داشتند. لوط از قوم خود خواست که از خدا بترسند و او را در نزد میهمانانش رسوا نکنند و به ایشان پیشنهاد داد که به جای انجام عمل زشت، دختران او را به ازدواج خود درآورند.
موضوعات اصلی در این آیه عبارتند از:
فساد اخلاقی قوم لوط: این آیه به فساد اخلاقی قوم لوط اشاره میکند که به کارهای بد و زشت عادت داشتند.
پیشنهاد لوط برای حفظ پاکدامنی: لوط به قوم خود پیشنهاد میدهد که دخترانش را به ازدواج بگیرند تا از اعمال ناپسند خود دست بردارند.
دعوت به تقوا و پرهیزگاری: لوط قوم خود را به تقوا و پرهیزگاری دعوت میکند و از آنها میخواهد که از خدا بترسند.
حفظ آبرو و احترام مهمانان: لوط از قوم خود میخواهد که او را در حضور میهمانانش رسوا نکنند و به مهمانان احترام بگذارند.
فقدان مردان رشید در قوم: لوط از قوم خود سوال میکند که آیا در میان آنها مردان رشیدی که به راه راست هدایت شده باشند وجود ندارد؟
أَوَعَجِبْتُمْ أَنْ جَاءَكُمْ ذِكْرٌ مِنْ رَبِّكُمْ عَلَى رَجُل مِنْكُمْ لِيُنْذِرَكُمْ وَاذْكُرُوا إِذْ جَعَلَكُمْ خُلَفَاءَ مِنْ بَعْدِ قَوْمِ نُوحٍ وَزَادَكُمْ فِي الْخَلْقِ بَسْطَةً فَاذْكُرُوا آلَاءَ اللَّهِ لَعَلَّكُمْ تُفْلِحُونَ
این آیه از سوره اعراف، آیه 69 است. ترجمه فارسی آن به این صورت است: «آیا تعجب کردید که ذکری از طرف پروردگارتان بر مردی از میان خودتان آمد تا شما را هشدار دهد؟ و یاد آورید که شما را پس از قوم نوح جانشینانی قرار داد و در خلقت شما افزونی داد. پس نعمتهای خدا را یاد کنید، باشد که رستگار شوید.»
این آیه به واکنش مردم هود (ع) اشاره دارد که از آمدن پیامبری از میان خودشان تعجب کردند. در حالی که هود (ع) مردم را به یادآوری نعمتهای الهی و پرهیز از عذاب الهی دعوت میکرد.
موضوعات اصلی در این آیه عبارتند از:
تعجب از پیامبری از میان خود: مردم هود (ع) از آمدن پیامبری از میان خودشان تعجب کردند و این برای آنها عجیب بود.
یادآوری نعمتهای الهی: این آیه تأکید بر یادآوری نعمتهای خداوند و جانشینی مردم پس از قوم نوح دارد.
دعوت به رستگاری: هود (ع) مردم را به یادآوری نعمتهای الهی و پرهیزگاری دعوت میکند تا رستگار شوند.
وَاضْرِبْ لَهُمْ مَثَلًا رَجُليْنِ جَعَلْنَا لِأَحَدِهِمَا جَنَّتَيْنِ مِنْ أَعْنَابٍ وَحَفَفْنَاهُمَا بِنَخْلٍ وَجَعَلْنَا بَيْنَهُمَا زَرْعًا
این آیه از سوره کهف، آیه ۳۲ است. ترجمه فارسی آن به این صورت است: «و برایشان مثلی بزن دو مرد را که برای یکی از آنها دو باغ از انگور قرار دادیم و دور آن دو، نخلها را قرار دادیم و میان آنها زراعت کردیم.»
این آیه به داستان دو مرد اشاره دارد که یکی از آنها دارای باغهای فراوان و پرثمر بود و دیگری کمتر داشت. هدف از این مثال، تبیین تفاوتهای مادی و آزمونهای الهی در زندگی انسانهاست.
موضوعات اصلی در این آیه عبارتند از:
نعمتهای الهی: خداوند به یکی از این دو مرد باغهای پرثمری از انگور و نخل داده است.
تفاوتهای مادی: دو مرد در وضعیت مادی متفاوتی قرار دارند و این تفاوتها نشاندهنده آزمونهای الهی است.
پند و اندرز: این مثال به مردم یادآوری میکند که نعمتها و داراییها از جانب خداوند است و باید به او شکرگزار بود.
وَإِذَا تُتْلَى عَلَيْهِمْ آيَاتُنَا بَيِّنَاتٍ قَالُوا مَا هَذَا إِلَّا رَجُل يُرِيدُ أَنْ يَصُدَّكُمْ عَمَّا كَانَ يَعرجلين
این آیه از سوره سبأ، آیه ۴۳ است. ترجمه فارسی آن به این صورت است: «و هنگامی که آیات روشن ما بر آنان خوانده میشود، میگویند: این جز مردی نیست که میخواهد شما را از آنچه پدرانتان میپرستیدند بازدارد و میگویند: این جز دروغی ساخته شده نیست. و کسانی که کافر شدند به حق گفتند هنگامی که به سوی آنان آمد: این جز سحری آشکار نیست.»
این آیه به واکنش منفی کفار و مشرکان نسبت به پیامبر اکرم (ص) و آیات الهی اشاره میکند. آنان بهجای پذیرش حق، آن را بهانهای برای مخالفت با پیامبر (ص) و تبلیغ دین توحیدی ایشان میدانند و آن را نادرست و حتی سحر آشکار مینامند.
موضوعات اصلی در این آیه عبارتند از:
بیاعتقادی و مخالفت کفار: کفار و مشرکان به جای پذیرش آیات الهی، آن را نادیده میگیرند و پیامبر را به افتراء و سحر متهم میکنند.
تقابل با سنتهای گذشتگان: یکی از دلایل اصلی مخالفت آنان با پیامبر، تعصبی است که به باورها و عبادات نیاکان خود دارند.
تهمتهای نادرست به پیامبر: کفار برای رد پیامبر، او را به دروغگویی و ساختگی بودن آیات متهم میکنند.
وَلَكُمْ نِصْفُ مَا تَرَكَ أَزْوَاجُكُمْ إِنْ لَمْ يَكُنْ لَهُنَّ وَلَدٌ فَإِنْ كَانَ لَهُنَّ وَلَدٌ فَلَكُمُ الرُّبُعُ مِمَّا تَرَكْنَ مِنْ بَعْدِ وَصِيَّةٍ يُوصِينَ بِهَا أَوْ دَيْنٍ وَلَهُنَّ الرُّبُعُ مِمَّا تَرَكْتُمْ إِنْ لَمْ يَكُنْ لَكُمْ وَلَدٌ فَإِنْ كَانَ لَكُمْ وَلَدٌ فَلَهُنَّ الثُّمُنُ مِمَّا تَرَكْتُمْ مِنْ بَعْدِ وَصِيَّةٍ تُوصُونَ بِهَا أَوْ دَيْنٍ وَإِنْ كَانَ رَجُل يُورَثُ كَلَالَةً أَوِ امْرَأَةٌ وَلَهُ أَخٌ أَوْ أُخْتٌ فَلِكُلِّ وَاحِدٍ مِنْهُمَا السُّدُسُ فَإِنْ كَانُوا أَكْثَرَ مِنْ ذَلِكَ فَهُمْ شُرَكَاءُ فِي الثُّلُثِ مِنْ بَعْدِ وَصِيَّةٍ يُوصَى بِهَا أَوْ دَيْنٍ غَيْرَ مُضَارٍّ وَصِيَّةً مِنَ اللَّهِ وَاللَّهُ عَلِيمٌ حَلِيمٌ
این آیه از سوره نساء، آیه ۱۲ است. ترجمه فارسی آن به این صورت است:
«و برای شما نصف آنچه را که همسرانتان به جا گذاشتهاند، اگر برایشان فرزندی نباشد؛ و اگر برایشان فرزندی باشد، برای شما یکچهارم از آنچه را که به جا گذاشتهاند، پس از انجام وصیتی که به آن توصیه کردهاند یا دینی. و برای آنان، یکچهارم از آنچه را که شما به جا گذاشتهاید، اگر برای شما فرزندی نباشد؛ و اگر برای شما فرزندی باشد، برای آنان یکهشتم از آنچه را که شما به جا گذاشتهاید، پس از انجام وصیتی که به آن توصیه کردهاید یا دینی. و اگر مردی است که ورثهاش کسی ندارد (یورث کلاله) یا زنی و او را برادری یا خواهری باشد، پس برای هر یک از آنان یکششم است. و اگر بیش از آن باشند، در یکسوم شریکند، پس از انجام وصیتی که به آن توصیه شده است یا دینی، به شرط آنکه زیانی به وارثان نرساند. این وصیتی از جانب خدا است و خداوند دانا و بردبار است.»
این آیه به تقسیم ارث و وصیتنامهها در اسلام اشاره دارد و به مومنان دستور میدهد که چگونه اموالشان را پس از مرگ تقسیم کنند.
موضوعات اصلی در این آیه عبارتند از:
ارث: این آیه به نحوه تقسیم اموال متوفیان بین وارثان اشاره میکند.
وصیتنامه: این آیه به اهمیت وصیتنامه و نحوه اجرای آن پس از مرگ تأکید میکند.
عدالت الهی: این آیه نشاندهنده عدالت و حکم خداوند در تقسیم ارث است.