این جمله که "مردم، نه رعایای بی‌اختیار، بلکه صاحبان اصلی حقوق و اراده هستند"، محور اساسی کرامت انسانی، مردم‌سالاری و حقوق شهروندی در یک حکومت عادلانه، به‌ویژه در چارچوب اندیشه اسلامی است. این نگاه، کاملاً در تضاد با مدل‌های حکومتی استبدادی و پادشاهی مطلق قرار می‌گیرد که مردم را صرفاً "رعایا" یا "اتباع" بی‌اراده‌ای می‌پندارند که تنها وظیفه اطاعت دارند.

تبیین مفهوم "نه رعایای بی‌اختیار":

در سیستم‌های استبدادی، رابطه حاکم و مردم، رابطه‌ای از بالا به پایین است که در آن مردم فاقد اراده سیاسی مستقل، حق مشارکت و توانایی نظارت هستند. در این دیدگاه:

  • حقوق ناچیز: حقوق مردم از سوی حاکم اعطا می‌شود و هر زمان که اراده کند، می‌تواند آن‌ها را سلب نماید.

  • اطاعت محض: وظیفه اصلی مردم، اطاعت بی‌چون‌وچرا از فرامین حاکم است.

  • عدم مشارکت: مردم در فرآیندهای تصمیم‌گیری، قانون‌گذاری و اداره کشور نقشی ندارند و تنها مجریان دستورات هستند.

  • نبود پاسخگویی: حاکم خود را پاسخگو به مردم نمی‌داند، بلکه فقط به خدا (یا هیچ‌کس) پاسخگو است.

  • تصرفات خودسرانه: حاکم می‌تواند در جان، مال و آبروی مردم به دلخواه خود تصرف کند.

تبیین مفهوم "صاحبان اصلی حقوق و اراده هستند":

در مقابل، در یک حکومت اسلامی عادلانه و مردم‌سالار، مردم جایگاهی بس رفیع و بنیادی دارند:

  • کرامت ذاتی انسان: اسلام برای انسان کرامت ذاتی قائل است. این کرامت، به او حق انتخاب، تفکر، آزادی بیان (در چارچوب شرع) و تعیین سرنوشت خود را می‌دهد. مردم از آن رو که بندگان خدا هستند، دارای عزت و حرمت‌اند.

  • خاستگاه اراده سیاسی: در نظام‌های مردم‌سالار دینی، هرچند مشروعیت نهایی از خداست (ولایت الهی)، اما فعلیت‌بخشی و مقبولیت حکومت به اراده و انتخاب مردم وابسته است. مردم از طریق مشارکت در انتخابات و بیعت، قدرت را به نمایندگان و مسئولان خود تفویض می‌کنند. این نشان می‌دهد که اراده مردم، نقش حیاتی در شکل‌گیری و دوام حکومت دارد.

  • صاحبان اصلی حقوق: مردم صاحبان اصلی حقوقی هستند که حکومت موظف به تأمین و تضمین آن‌هاست. این حقوق شامل:

    • حق حیات و امنیت: حق زندگی با آرامش و امنیت جانی و مالی.

    • حق عدالت اجتماعی: شامل رفاه عمومی، تقسیم عادلانه ثروت و امکانات، و فرصت‌های برابر.

    • حق آموزش و بهداشت: دسترسی عادلانه به خدمات ضروری و باکیفیت.

    • حق آزادی‌های مشروع: آزادی بیان، عقیده، تجمع و انتخاب شغل (در چارچوب موازین شرعی و قانونی).

    • حق نظارت و مطالبه‌گری: مردم حق دارند بر عملکرد کارگزاران خود نظارت کنند و در صورت لزوم، با رعایت قانون، مطالبات خود را مطرح کرده و نقد سازنده داشته باشند.

  • ولی‌نعمت بودن مردم: در کلام امام خمینی (ره)، مردم به عنوان "ولی‌نعمت" مسئولان معرفی شده‌اند. این یعنی مسئولان، خدمتگزار و مدیون مردم هستند.

  • محدودیت قدرت حاکم: به دلیل اینکه مردم صاحبان اصلی حقوق و اراده‌اند، قدرت حاکم مطلق نیست و مقید به رعایت این حقوق است. حاکم اسلامی "مجری احکام و خادم مردم" است، نه "صاحب اختیار مطلق" آنان.

نتیجه‌گیری:

تغییر نگاه از "رعیت بی‌اختیار" به "صاحبان اصلی حقوق و اراده"، دگردیسی بنیادین در مفهوم حکمرانی ایجاد می‌کند. در یک حکومت اسلامی عادلانه، این تغییر نگاه، بنیان عدالت، کرامت انسانی، مشارکت عمومی و پاسخگویی مسئولان را تشکیل می‌دهد و راه را برای ساختن جامعه‌ای پیشرفته، عادلانه و مردم‌سالار هموار می‌سازد.