ترجمهٔ کامل به نثر مسجّع ص 25
### ترجمهٔ کامل به نثر مسجّع
و «تدلّی» ــ یعنی فرود آمدن و نزدیکشدن ــ همان فقرِ مطلق است؛ و فقرِ مطلق، همان مشیّتِ مطلقه است که از آن به **فیض اقدس**، **رحمتِ فراگیر**، **اسم اعظم**، **ولایتِ مطلقهٔ محمّدی** و **مقامِ علوی** تعبیر میکنند. و این، همان لوایی است که آدم و هر که در مراتبِ وجود، فروتر از اوست، زیرِ آن قرار دارد؛ چنانکه پیامبر فرمود:
> «من پیامبر بودم، آنگاه که آدم میانِ آب و گِل بود؛ نه روحی داشت و نه پیکری.»
و این حقیقت، همان دستاویزِ استوار و ریسمانِ کشیده میان آسمانِ الوهیّت و زمینِ خلقت است. ازاینرو در دعای ندبه چنین میخوانیم:
> «کجاست آن بابِ خدا که از آن به سوی خدا راه میجویند؟ کجاست آن وجهِ خدا که دوستانِ او بدان رو میآورند؟ کجاست آن رشتهٔ پیوسته میان زمین و آسمان؟»
و در *کافی*، از مفضّل روایت شده است که گفت: به امام صادق علیهالسلام عرضه داشتم: «شما چگونه در سایه بودید؟» فرمود:
> «ای مفضّل، ما در نزد پروردگار خویش بودیم، در سایهای سبز؛ او را تسبیح میگفتیم و تقدیس و تهلیل و تمجید میکردیم. نزد او هیچ فرشتهٔ مقرّب و هیچ روحی جز ما نبود؛ تا آنگاه که خداوند اراده فرمود اشیا را بیافریند، پس آنچه خواست آفرید؛ فرشتگان و جز ایشان را پدید آورد، سپس دانشِ آن را به ما سپرد.»
و اخبارِ اهلبیت علیهمالسلام در این معنی بسیار است. امّا رسیدن به شهودِ این مقام، بیآنکه سالک مراتبِ تعیّنات را منزلبهمنزل طی کند، میسّر نگردد. در آن منزل، پارهای از اسماء الهی را بهیتر و کاملتر از برخی دیگر میبیند، همچون عقولِ مجرّد و فرشتگانِ مقرّب؛ و چون به مقامِ قربِ مطلق رسد و رحمتِ واسع، وجودِ مطلق، ظلّ منبسط و وجهِ باقی را شهود کند ــ آن وجهی که همهٔ موجودات در آن مستهلک و فانیاند ــ درمییابد که نسبتِ مشیّت به همهٔ عوالم، از پیکرهای تاریک تا جانهای نورانی، یکسان است.
چه، همهٔ موجودات، اگرچه در مراتبِ خویش متفاوتاند، در فقر و نیاز به او برابرند؛ همگی با اویند، امّا نه همرتبهٔ او؛ از اویند، امّا نه جدا از او. او با همهٔ چیزهاست، بیآنکه در چیزی حلول کند؛ و از همهٔ چیزها نزدیکتر است، بیآنکه حدّ و مکان و جهت پذیرد. پس او به شما از خودِ شما نزدیکتر است، و از رگِ گردن به شما نزدیکتر؛ و این است رازِ قربی که در دوری نمیگنجد و حضوری که از پردهها برتر است.