تحلیل خطبه 13 نهج البلاغه امام علی (ع) در نکوهش مردم بصره پس از جنگ جمل
و من كلام له (علیه السلام) في ذم أهل البصرة بعد وقعة الجمل:
كُنْتُمْ جُنْدَ الْمَرْأَةِ وَ أَتْبَاعَ الْبَهِيمَةِ، رَغَا فَأَجَبْتُمْ وَ عُقِرَ فَهَرَبْتُمْ. أَخْلَاقُكُمْ دِقَاقٌ وَ عَهْدُكُمْ شِقَاقٌ وَ دِينُكُمْ نِفَاقٌ وَ مَاؤُكُمْ زُعَاقٌ وَ الْمُقِيمُ بَيْنَ أَظْهُرِكُمْ مُرْتَهَنٌ بِذَنْبِهِ وَ الشَّاخِصُ عَنْكُمْ مُتَدَارَكٌ بِرَحْمَةٍ مِنْ رَبِّهِ. كَأَنِّي بِمَسْجِدِكُمْ كَجُؤْجُؤِ سَفِينَةٍ قَدْ بَعَثَ اللَّهُ عَلَيْهَا الْعَذَابَ مِنْ فَوْقِهَا وَ مِنْ تَحْتِهَا وَ غَرِقَ مَنْ فِي ضِمْنِهَا.
وَ فِي رِوَايَةٍ وَ ايْمُ اللَّهِ لَتَغْرَقَنَّ بَلْدَتُكُمْ حَتَّى كَأَنِّي أَنْظُرُ إِلَى مَسْجِدِهَا كَجُؤْجُؤِ سَفِينَةٍ أَوْ نَعَامَةٍ جَاثِمَةٍ. وَ فِي رِوَايَةٍ كَجُؤْجُؤِ طَيْرٍ فِي لُجَّةِ بَحْرٍ.
وَ فِي رِوَايَةٍ أُخْرَى: بِلَادُكُمْ أَنْتَنُ بِلَادِ اللَّهِ تُرْبَةً، أَقْرَبُهَا مِنَ الْمَاءِ وَ أَبْعَدُهَا مِنَ السَّمَاءِ وَ بِهَا تِسْعَةُ أَعْشَارِ الشَّرِّ، الْمُحْتَبَسُ فِيهَا بِذَنْبِهِ وَ الْخَارِجُ بِعَفْوِ اللَّهِ، كَأَنِّي أَنْظُرُ إِلَى قَرْيَتِكُمْ هَذِهِ قَدْ طَبَّقَهَا الْمَاءُ حَتَّى مَا يُرَى مِنْهَا إِلَّا شُرَفُ الْمَسْجِدِ كَأَنَّهُ جُؤْجُؤُ طَيْرٍ فِي لُجَّةِ بَحْرٍ.
تحلیل کلام امام علی (ع) در نکوهش مردم بصره پس از جنگ جمل
این بخش از سخنان امام علی (ع) در نهجالبلاغه، پس از پیروزی در جنگ جمل (سال ۳۶ هجری) و در نکوهش مردم بصره (که در این جنگ در مقابل امام ایستاده بودند) ایراد شده است. این کلام سرشار از نکتهسنجیهای تاریخی، اخلاقی، و بلاغی است.
۱. زمینه تاریخی و هدف سخن
پس از پیروزی امام علی (ع) در جنگ جمل، که در نزدیکی شهر بصره رخ داد، امام (ع) به بصره وارد شدند و با مردم این شهر برخورد کردند. این سخنان، نه صرفاً ابراز خشم، بلکه دارای اهداف عمیقی هستند:
- توبیخ و سرزنش: امام (ع) به شدت مردم بصره را به خاطر نقشآفرینی در جنگ جمل و قرار گرفتن در جبهه مقابل ایشان توبیخ میکنند. این توبیخ به دلیل شکافی بود که در جامعه اسلامی ایجاد شد.
- روشنگری و بصیرتبخشی: امام (ع) قصد دارند ماهیت واقعی عملکرد مردم بصره را برای خودشان و دیگران روشن کنند و عواقب این عمل را گوشزد نمایند.
- اعلام هشدار: بخشهای پایانی کلام، شامل پیشبینیهای امام (ع) درباره آینده بصره است که حکم هشدار و اتمام حجت را دارد.
- تبیین اصول: این سخنان، هرچند تند به نظر میرسند، اما در واقع اصول و ارزشهای اخلاقی و دینی مورد نظر امام (ع) را برجسته میکنند؛ وفاداری، صداقت، و تبعیت از حق در مقابل نردگی، پیمانشکنی و نفاق.
۲. تحلیل عبارات کلیدی و مضامین
الف) "کُنْتُمْ جُنْدَ الْمَرْأَةِ وَ أَتْبَاعَ الْبَهِیمَةِ، رَغَا فَأَجَبْتُمْ وَ عُقِرَ فَهَرَبْتُمْ." (شما لشکر زن بودید و پیرو چهارپا، او نعره برآورد و شما اجابت کردید و [چهارپا] پی شد و شما گریختید.)
- "جند المرأة": اشاره مستقیم به عایشه، همسر پیامبر (ص)، است که فرماندهی جناح مقابل را در جنگ جمل بر عهده داشت. این عبارت، هم کنایه از ضعف فرماندهی (زیرا یک زن بود) و هم اشاره به خروج او از حجاب و ورود به عرصه جنگ است که در آن زمان امری نامتعارف تلقی میشد.
- "أتباع البهیمة": اشاره به شتر عایشه (به نام عسکر) است که جنگ جمل به نام آن مشهور شد (جنگ شتر). کنایه از این است که شما نه پیرو عقل و شریعت، بلکه پیرو حیوانی بودید که با نعرهاش (رغا) به راه افتادید. این یک توهین بلیغ به سطح عقلانیت و بصیرت سیاسی و دینی آنان است.
- "رغا فأجبتم و عقر فهربتم": یعنی شتر (نعره) برآورد، شما اطاعت کردید؛ وقتی شتر پی شد (پاهایش قطع شد و دیگر نتوانست حرکت کند)، شما فرار کردید. این جمله نشاندهنده ضعف اراده و انگیزه سطحی آنها در جنگ است. تا زمانی که مظهر فرماندهی (شتر) پا بر جا بود، میجنگیدند و با زوال آن، پراکنده شدند. این تعبیر، عمق عدم پایبندی آنها به آرمانهای واقعی را نشان میدهد.
ب) "أَخْلَاقُكُمْ دِقَاقٌ وَ عَهْدُكُمْ شِقَاقٌ وَ دِينُكُمْ نِفَاقٌ وَ مَاؤُكُمْ زُعَاقٌ" (اخلاق شما خُرد و ناچیز است، پیمانتان شکافانداز (پیمانشکن) است، دینتان نفاق است و آب شما شور و تلخ.)
- قافیهپردازی و سجع: امام (ع) در این قسمت از سجع و قافیهپردازی هنرمندانه استفاده کردهاند ("دِقاق"، "شِقاق"، "نِفاق"، "زُعاق") که به کلام وزن، آهنگ و تأثیرگذاری خاصی میبخشد و آن را در ذهن مخاطب ماندگار میکند.
- اخلاق دِقاق: یعنی اخلاق ناچیز، سطحی و بیریشه. اشاره به عدم استواری و اصالت در صفات اخلاقی آنان.
- عهد شِقاق: اشاره به پیمانشکنی. مردم بصره (و برخی دیگر) با امام علی (ع) بیعت کرده بودند، اما این بیعت را شکستند و به جنگ با ایشان برخاستند. "شِقاق" به معنای شکاف و دشمنی است.
- دین نِفاق: سختترین اتهام. به معنای تظاهر به دینداری در حالی که در باطن با حقیقت دین مخالفاند. این نفاق باعث شد که با خلیفه بر حق خود بجنگند.
- ماء زُعاق: آب شور و تلخ. این عبارت، هم میتواند به وضعیت طبیعی آب بصره (که شور و غیرقابل نوشیدن بود و مردم برای آب شیرین مشکل داشتند) اشاره کند که یک توصیف واقعی جغرافیایی است، و هم یک استعاره برای آب حیات معنوی آنها باشد که شور و تلخ شده، یعنی بصیرت معنوی و روح پاکشان آلوده گشته است.
ج) "وَ الْمُقِیمُ بَیْنَ أَظْهُرِكُمْ مُرْتَهَنٌ بِذَنْبِهِ وَ الشَّاخِصُ عَنْكُمْ مُتَدَارَكٌ بِرَحْمَةٍ مِنْ رَبِّهِ." (کسی که در میان شما اقامت کند، در گرو گناه خویش است و کسی که از شما دور شود، با رحمت پروردگارش نجات مییابد.)
- شدت نکوهش: این جمله اوج نکوهش و تهدید است. امام (ع) با این سخن، بصره را مکانی گناهکار معرفی میکند که ماندن در آن، باعث هلاکت معنوی است، و خروج از آن، موجب نجات الهی. این حکم عام، به معنای تأیید کامل عملکرد مردم بصره و آینده شوم آن است.
د) "کَأَنِّي بِمَسْجِدِكُمْ کَجُؤْجُؤِ سَفِينَةٍ قَدْ بَعَثَ اللَّهُ عَلَيْهَا الْعَذَابَ مِنْ فَوْقِهَا وَ مِنْ تَحْتِهَا وَ غَرِقَ مَنْ فِي ضِمْنِهَا." (گویی مسجد شما را میبینم که مانند سینه کشتی است، که خداوند عذاب را از بالا و پایین بر آن فرستاده و هر که در آن است، غرق شده است.)
- پیشبینی غرق شدن بصره: این بخش، شامل پیشبینی اعجازآمیز امام (ع) درباره آینده شهر بصره است که بارها دچار سیلابهای ویرانگر شده است. بصره به دلیل قرار گرفتن در کنار رودخانهها و نزدیکی به دریا، همیشه در معرض خطر آبگرفتگی بوده است.
- "جؤجؤ سفینة": سینه یا قسمت برجسته جلوی کشتی که در آب قرار میگیرد. تشبیه مسجد به این قسمت کشتی، نشاندهنده این است که مسجد تنها قسمتی است که از آب بیرون میماند.
- "العذاب من فوقها و من تحتها": اشاره به بلایی همهجانبه؛ میتواند به باران شدید (از بالا) و طغیان آب (از پایین) اشاره کند، یا به عذابهای مختلف (زمینی و آسمانی).
- "غرق من فی ضمنها": هر که در آن (شهر) است، غرق میشود. تأکید بر فراگیری عذاب.
ه) روایتهای دیگر: روایتهای دیگر نیز این پیشبینی را با جزئیات و تشبیههای متفاوت تأیید میکنند:
- "وَ ایْمُ اللَّهِ لَتَغْرَقَنَّ بَلْدَتُكُمْ حَتَّى کَأَنِّي أَنْظُرُ إِلَى مَسْجِدِهَا کَجُؤْجُؤِ سَفِينَةٍ أَوْ نَعَامَةٍ جَاثِمَةٍ." (به خدا سوگند، شهر شما غرق خواهد شد تا جایی که گویی مسجدش را میبینم که مانند سینه کشتی یا شترمرغی نشسته است.)
- تشبیه "شترمرغ نشسته" نیز تصویری از یک برجستگی تنها بر سطح آب را به دست میدهد.
- "وَ فِي رِوَايَةٍ کَجُؤْجُؤِ طَيْرٍ فِي لُجَّةِ بَحْرٍ." (و در روایتی دیگر: مانند سینه پرندهای در میان گرداب دریا.)
- "لُجّة بحر" به معنای عمق یا گرداب دریاست که بر فراگیری آب تأکید دارد.
- "بِلَادُكُمْ أَنْتَنُ بِلَادِ اللَّهِ تُرْبَةً، أَقْرَبُهَا مِنَ الْمَاءِ وَ أَبْعَدُهَا مِنَ السَّمَاءِ وَ بِهَا تِسْعَةُ أَعْشَارِ الشَّرِّ، الْمُحْتَبَسُ فِيهَا بِذَنْبِهِ وَ الْخَارِجُ بِعَفْوِ اللَّهِ، کَأَنِّي أَنْظُرُ إِلَى قَرْيَتِكُمْ هَذِهِ قَدْ طَبَّقَهَا الْمَاءُ حَتَّى مَا يُرَى مِنْهَا إِلَّا شُرَفُ الْمَسْجِدِ کَأَنَّهُ جُؤْجُؤُ طَيْرٍ فِي لُجَّةِ بَحْرٍ."
- "أنتن بلاد الله تربة": کنایه از بدبویی خاک به دلیل نزدیکی به آب و حالت مردابی.
- "أقربها من الماء و أبعدها من السماء": هم میتواند اشاره به وضعیت جغرافیایی باشد و هم کنایه از دوری معنوی از رحمت الهی با وجود نزدیکی به منابع طبیعی (آب).
- "بها تسعة أعشار الشرّ": این عبارت، یک مبالغه بلاغی است که نشاندهنده غلبه شر و فساد در این شهر است.
- "شُرَفُ الْمَسْجِدِ": یعنی کنگرهها یا بالای دیوار مسجد. این تصویر جزئینگرتر، به خوبی میزان آبگرفتگی شدید را نشان میدهد که فقط نوک کنگرههای مسجد باقی میماند.
۳. بلاغت و آرایههای ادبی
- سجع و موازنه: همانطور که اشاره شد، استفاده از سجع در "دِقاق، شِقاق، نِفاق، زُعاق" به کلام زیبایی و تأثیر میبخشد.
- کنایه: "جند المرأة" و "أتباع البهیمة" از کنایههای قوی و بلیغ هستند.
- تشبیه: تشبیه مسجد به "جؤجؤ سفینه"، "نعامه جاثمه"، و "جؤجؤ طیر فی لجة بحر" تصاویری زنده و ملموس از آینده بصره را ارائه میدهد.
- مبالغه: "تسعة أعشار الشرّ" نمونهای از مبالغه برای بیان فراگیری شر است.
- پیشگویی: بخشهای مربوط به غرق شدن بصره، از جمله معجزات علمی امام علی (ع) است که در طول تاریخ (به ویژه در قرنهای بعدی) بارها بصره را در معرض سیلابهای ویرانگر قرار داده است و این پیشبینی به حقیقت پیوسته است.
جمعبندی: این کلام امام علی (ع) درباره مردم بصره، سندی تاریخی از شرایط پس از جنگ جمل، تبیینکننده دیدگاه امام (ع) نسبت به عملکرد مخالفانشان، و سرشار از نکوهشهای اخلاقی و پیشبینیهای اعجازآمیز است. این سخنان، قدرت بلاغت و فصاحت کلام امام (ع) را به وضوح نشان میدهد.
آیا مایلید در مورد صحت تاریخی این پیشبینیها یا ابعاد دیگری از این سخن بحث کنیم؟