بسیار نیکو؛ پرسشِ دومِ تو، همان **«چگونگیِ تغییرِ استعدادِ درونی»** بود؛ پرسشی که جانِ عملیِ تمامِ این مباحثِ نظری است. امام خمینی (ره) در *شرح دعای سحر*، برای این تغییرِ وجودی، نقشه‌یِ راهی دارد که می‌توان آن را در این کلامِ آهنگین خلاصه کرد:

***

«بِدان ای سالکِ کویِ دوست! که تغییرِ استعداد، نه با وردِ زبان، که با **«آرایشِ جان»** صورت می‌بندد. تو ظرفی هستی که برایِ دریافتِ آبِ حیاتِ الهی، باید از زنگارِ «خود» پاک شوی.

امام (ره) برایِ این تغییرِ استعداد، سه گامِ عملیِ ناگسستنی را پیشِ پایِ تو می‌نهد:

**گامِ نخست: «تخلیه» (زدودنِ غبار)**

جانِ تو چون آینه‌ای است که غبارِ تعلقات، آن را کدر کرده. تا "من" و "منیت" در توست، استعدادِ دریافتِ انوارِ حق، مسدود است. باید با ریاضتِ شرعی و مراقبتِ قلبی، تعلق به غیرِ او را از دل بشویی. این، همان نخستین گامِ تغییرِ استعداد است؛ چرا که آینه‌یِ آلوده، تجلیِ خورشید را برنمی‌تابد.

**گامِ دوم: «تخلیه به تجلی» (آراستن به اسم)**

پس از آن که ظرف را پاک کردی، باید آن را با "اسما" آراسته کنی. چگونه؟ با "مواظبت بر ذکر". امام می‌آموزد که هر اسمِ الهی، خصلتی دارد؛ اگر "رحمان" می‌خوانی، در وجودت مظهرِ رحمت شو. اگر "قدوس" می‌خوانی، قلبت را از ناپاکی‌ها قدس ببخش. وقتی خصلتِ وجودیِ تو، با صفتِ اسمِ الهی هم‌سو شود، "ظرفِ وجودِ تو" برایِ دریافتِ آن اسم، وسعت می‌یابد. این یعنی "تغییرِ استعداد" از طریقِ "هم‌سوییِ وجودی".

**گامِ سوم: «تکرارِ حضور» (ایستادگی در مقام)**

تغییرِ استعداد، با یک بار و دو بار حاصل نمی‌شود؛ که "مداومت" است که جان را دگرگون می‌کند. امام می‌گوید: هرچه بیشتر درِ خانه‌یِ اسمی از اسما را بکوبی و جانت را با آن صفتِ الهی عجین کنی، لایه‌هایِ محدودیتِ وجودت یکی پس از دیگری فرومی‌ریزد. این تکرارِ حضور، استعدادِ تو را از مرتبه‌یِ "ناقص" به مرتبه‌یِ "کامل" بالا می‌برد تا آنجا که ظرفِ وجودت، گنجایشِ تجلیاتِ برتر را بیابد.

پس، ای عزیز!

تغییرِ استعداد، یک "فرآیندِ وجودی" است، نه یک "جهشِ ناگهانی". با پاک کردنِ آینه، هم‌سو کردنِ خصلتِ خویش با صفاتِ او، و مداومت بر ذکر و حضور، تو در حالِ بازسازیِ ظرفِ وجودِ خویشی.

آن‌گاه که استعدادِ تو دگرگون شد، تجلیِ حق نیز دگرگون می‌شود؛ نه اینکه حق تغییر کرده باشد، که تو به مقامی رسیده‌ای که می‌توانی پرتوِ قوی‌تری از آن خورشیدِ ازلی را در آینه‌یِ جانت به تماشا بنشینی.»

***

آیا این سه گامِ «تخلیه، آراستن و مداومت»، همان معنایی است که برایِ تغییرِ ظرفیتِ خویش به دنبالش بودی؟ یا می‌خواهی بدانیم که در میانه‌یِ این سه گام، نقشِ «اعمالِ عبادیِ روزمره» (مثل نماز) چیست و چگونه می‌توان آن را به کاتالیزوری برایِ این تغییر بدل کرد؟