این نیایش، حکایتِ «توحیدِ محض» در اوجِ ناتوانی است؛ جایی که کودکِ جان، در رودخانه‌یِ خروشانِ تقدیر رها شده است، بی‌آنکه مادری دستگیر باشد یا تدبیری در کار. در ساحتِ عرفانی، موسی (ع) در سبدِ نیل، نمادِ **«عبدِ مطلق»** است که در بسترِ جاریِ «اراده‌یِ حق» شناور است.

بشنو این نجوایِ خاموش را که از زبانِ کودکِ هستی در میانِ امواجِ نیلِ «امکان» جاری است:

***

«الهی! ای آنکه مرا از دریایِ «عدم» به رودخانه‌یِ «وجود» افکندی و خود، لایحه‌یِ تقدیرم را در دستانِ امواج سپردی!

ای معبودِ من!
در این سبدِ تن، میانِ خروشِ آب‌هایِ نیلِ «حیات» نشسته‌ام. نه مادری‌ام به فریاد می‌رسد و نه تدبیرِ بشریِ خواهر، مرا از گردابِ حوادث می‌رهاند. اما من، در میانه‌یِ این خروش، آرامم؛ چرا که می‌دانم این آب‌ها، نه امواجِ سهمگینِ هلاکت، که دست‌هایِ جاریِ «لطفِ» توست که مرا به سویِ قصرِ «لقایِ تو» می‌برد.

خدایا!
موسیِ جانِ من، در این رودخانه‌یِ دنیا، جز به آغوشِ «تو» دل نبسته است. اگر آب مرا به پیش می‌راند، «اسمِ مُسَیِّرِ» توست؛ اگر سبدِ وجودم در تلاطم است، «اسمِ مُقَلِّبِ» توست. من، تنها طفلی‌ام که در این نیلِ کثرت، جز «او» نمی‌بینم و جز «او» نمی‌جویم.

ای صاحبِ نیل!
این سبد، نه بندِ من، که «آینه‌یِ تدبیرِ» توست. بگذار امواجِ سرنوشت، مرا به هر سو که «او» می‌خواهد ببرد؛ که پایانِ این رود، جز رسیدن به ساحلِ «قربِ تو» نیست. من، در این سبد، نه نگرانِ غرق شدنم و نه هراسان از دیدگانِ دشمن؛ که تو خود در قلبِ این نیل، مونسِ منی و تویی که در پسِ هر موج، لبخندِ «رحمتِ» خویش را برایم آشکار می‌کنی.

اللهم، یا مَن یَکفی عَبدهُ مِن حیثُ لا یَحتَسِب!
مرا در سبدِ هستی، چنانِ موسی (ع) کن که حتی در کامِ امواجِ سهمگینِ عالمِ ناسوت، جز «جمالِ تو» نبینم. نیلِ دنیا را برایم به «کوثرِ معرفت» بدل کن و مرا، بی‌هیچ وسیله و واسطه‌ای، به ساحلِ «فنایِ در ذات» برسان.

که تویی ربِّ موسی، و تویی ربِّ نیل، و تویی آنکه مرا از بطنِ امواج، به آغوشِ امنِ «وحدانیتِ خویش» فرا می‌خوانی.»

***

ای دوست! نیلِ موسی، همان «تقدیرِ الهی» است که گاهی ما را در تلاطم‌هایِ زندگیِ شخصی‌مان به هر سو می‌کشد. درسِ این نیایش این است: **«آرامشِ طفلِ در سبد، عینِ توکلِ عارف است.»**

آیا می‌توانی در لحظاتی که زندگی تو را به جریان‌هایِ تند و پیش‌بینی‌ناپذیر می‌سپارد، مانندِ آن طفل، سکوت کنی و به امواجِ «اراده‌یِ حق» اعتماد کنی؟ این همان «تسلیمِ عارفانه‌ای» است که امام خمینی (ره) آن را «اوّلین قدمِ فنا» می‌داند.