در این صفحه از کتاب **شرح دعای سحر** (صفحه ۱۶۸)، حضرت امام خمینی (ره) به تبیین دقیق‌تر نسبت میان «اسماء ذات» و مفاهیم قهاریت و مالکیت پرداخته‌اند. ایشان در بخش «تذییل» (پیوست/تتمه)، با نگاهی عمیق به فرآیند بازگشت موجودات به حق‌تعالی، یکی از زیباترین و مهیب‌ترین تصاویر عرفانی را ترسیم می‌کنند.

### ۱. تحلیل متن و استخراج مفاهیم کلیدی

در این فراز، چند نکته‌یِ بسیار بلند مرتبه وجود دارد:

* **عزت به مثابه منشأ صفات قهریه:** امام توضیح می‌دهند که مراد از «عزت»، آن صفاتی است که دارای «قوه و غلبه» هستند؛ مانند **القهاریة، المالکیة، الواحدیة و الاحدیة**. یعنی «عزیز» کسی است که به دلیلِ غنایِ محض، بر همه چیز چیره است.

* **دولتِ اسمِ «الواحد القهار»:** ایشان به روز قیامت اشاره می‌کنند؛ روزی که سلطنتِ مطلقه آشکار می‌شود («لِمَنِ المُلکُ الیوم؟ لله الواحد القهار»). در آن روز، اسمِ «قهار» تجلی می‌کند و تمام «سلسله‌یِ وجود» را به سمت خود بازمی‌گرداند.

* **استهلاکِ کثرت در وحدت:** تعبیر بسیار تندی در متن هست: «استهلاکها فی قهره حتی تصیر معدومة». یعنی قهرِ الهی چنان بر کثراتِ عالم می‌تابد که گویی همه‌ی موجودات در برابرِ عظمتِ او «نابود» (مستهلک) می‌شوند تا دوباره در نشئه‌ای دیگر (قیامت) برانگیخته شوند.

* **استناد به مثنوی معنوی:** امام برای تأیید این نگاه که «موجودات از عدم آمده و به عدم (فنای در حق) بازمی‌گردند»، به بیت مشهور مولانا استشهاد می‌کنند:

> **پس عدم گردم عدم چون ارغنون / گویدم کانا الیه راجعون**

(ارغنون در اینجا نمادِ ابزاری است که از خود صدایی ندارد و هر چه هست از دمِ نوازنده است).

---

### ۲. ترجمه و شرحِ مسجع (به سبکِ درخواستی شما)

«بدان که **"عزت"**، بارگاهی است که در آستانش، پرچمِ **"قهاریت"** و **"مالکیت"** افراشته‌اند. حق‌تعالی "عزیز" است؛ یعنی چنان در حصارِ عظمتِ خویش استوار است که کثراتِ عالم را در پیشگاهِ شکوهش، یاریِ ماندن نیست.

و چون روزِ **"رجوعِ تام"** در رسد و آفتابِ دولتِ **"واحدِ قهار"** بر دشتِ هستی بتابد، تمامیِ پیوندهایِ میانِ موجودات از هم بگسلد. آن‌گاه است که قهرِ الهی، سلسله‌یِ وجود را در خود می‌کشد و چنان در دریایِ عظمتِ خویش غرق می‌سازد که نشانِ هستی از میان برود و غبارِ "مَن" و "ما" به کلی فرو نشیند.

آری! موجودات، چون نوایِ ارغنون‌اند در دستِ نوازنده‌یِ غیب؛ از عدم برخاسته تا در پیشگاهِ آن "عزتِ لایزال"، دگرباره جامه‌یِ عدم بر تن کنند و در مقامِ فنا، سرودِ **"انا الیه راجعون"** سر دهند، تا از نو در نشئه‌ای دیگر، به نَفَسِ حق، جان گیرند.»

---

### ۳. تحلیلِ فلسفی: فنا و بقا

امام در اینجا به ما می‌گویند که رابطه علّی و معلولی (که قبلاً بحث کردیم) یک پایان‌بندیِ شگفت‌انگیز دارد. اگر خدا علتِ وجودی است، پس معلول (عالم) هیچ استقلالی ندارد. در «یوم الرجوع»، این پرده‌ها کنار می‌رود و موجودات می‌فهمند که آنچه به عنوان «من» می‌شناختند، چیزی جز تجلیِ او نبوده است.

این همان **«فنایِ فی الله»** است؛ یعنی درکِ این حقیقت که «جز او کسی در خانه‌یِ وجود نیست» (لیس فی الدار غیره دیار).

**آیا تمایل دارید درباره‌یِ این مفهومِ «استهلاکِ موجودات در قهرِ الهی» که امام مطرح کرده‌اند و نسبتِ آن با اختیارِ انسان بیشتر گفتگو کنیم؟** (چرا که اگر همه چیز در قهرِ او مستهلک است، تکلیفِ هویتِ فردی ما چه می‌شود؟)