پست دوازدهم از سریِ تفسیری — سورهٔ آل‌عمران، آیات ۹۵ تا ۱۰۰

حقیقتِ ابراهیم؛ پاسخِ قاطع به ادعاهایِ باطل

«...وَمَا كَانَ مِنَ الْمُشْرِكِينَ»؛ ابراهیم، نه یهودی بود و نه نصرانی، بلکه تسلیمِ خالصِ خدا بود.

متنِ آیات و ترجمهٔ روان

﴿ حَتَّىٰ إِذَا جَاءَ الْحَقُّ وَهُمْ يَكْرَهُونَ ﴾

﴿ مَا كَانَ إِبْرَاهِيمُ يَهُودِيًّا وَلَا نَصْرَانِيًّا وَلَٰكِنْ كَانَ حَنِيفًا مُسْلِمًا وَمَا كَانَ مِنَ الْمُشْرِكِينَ ﴾

﴿ إِنَّ أَوْلَى النَّاسِ بِإِبْرَاهِيمَ لَلَّذِينَ اتَّبَعُوهُ وَهَٰذَا النَّبِيُّ وَالَّذِينَ آمَنُوا ۗ وَاللَّهُ وَلِيُّ الْمُؤْمِنِينَ ﴾

﴿ وَدَّتْ طَائِفَةٌ مِنْ أَهْلِ الْكِتَابِ لَوْ يُضِلُّونَكُمْ وَمَا يُضِلُّونَ إِلَّا أَنْفُسَهُمْ وَمَا يَشْعُرُونَ ﴾

﴿ يَا أَهْلَ الْكِتَابِ لِمَ تَكْفُرُونَ بِآيَاتِ اللَّهِ وَأَنْتُمْ تَشْهَدُونَ ﴾

﴿ يَا أَهْلَ الْكِتَابِ لِمَ تَلْبِسُونَ الْحَقَّ بِالْبَاطِلِ وَتَكْتُمُونَ الْحَقَّ وَأَنْتُمْ تَعْلَمُونَ ﴾

﴿ وَقَالَتْ طَائِفَةٌ مِنْ أَهْلِ الْكِتَابِ آمِنُوا بِالَّذِي أُنْزِلَ عَلَى الَّذِينَ آمَنُوا وَجْهَ النَّهَارِ وَاكْفُرُوا آخِرَهُ لَعَلَّهُمْ يَرْجِعُونَ ﴾

﴿ وَلَا تُؤْمِنُوا إِلَّا لِمَنْ تَبِعَ دِينَكُمْ ۗ قُلْ إِنَّ الْهُدَىٰ هُدَى اللَّهِ أَنْ يُؤْتِيَ أَحَدًا مِثْلَ مَا أُوتِيتُمْ أَوْ يُحَاجُّوكُمْ عِنْدَ رَبِّكُمْ ۗ قُلْ إِنَّ الْفَضْلَ بِيَدِ اللَّهِ يُؤْتِيهِ مَنْ يَشَاءُ ۚ وَاللَّهُ وَاسِعٌ عَلِيمٌ ﴾

﴿ قُلْ إِنَّ الْفَضْلَ بِيَدِ اللَّهِ يُؤْتِيهِ مَنْ يَشَاءُ ۚ وَاللَّهُ وَاسِعٌ عَلِيمٌ ﴾

﴿ يَخْتَصُّ بِرَحْمَتِهِ مَنْ يَشَاءُ ۚ وَاللَّهُ ذُو الْفَضْلِ الْعَظِيمِ ﴾

ترجمه: (همچنان ادامه دارد) تا آنگاه که حق آمد و آنان (یهود و نصاری) کراهت داشتند. ابراهیم نه یهودی بود و نه نصرانی، بلکه حق‌گرایِ مسلمانی بود و از مشرکان نبود. همانا نزدیک‌ترینِ مردم به ابراهیم، کسانی هستند که از او پیروی کردند و (همچنین) این پیامبر (اسلام) و کسانی که (به او) ایمان آوردند؛ و خدا سرپرستِ اهلِ ایمان است. گروهی از اهلِ کتاب دوست داشتند که شما را گمراه کنند، در حالی که جز خودشان را گمراه نمی‌کنند و (این را) درک نمی‌کنند. ای اهلِ کتاب، چرا به آیاتِ خدا کفر می‌ورزید، در حالی که خود شاهد (بر حقانیتِ آن) هستید؟ ای اهلِ کتاب، چرا حق را با باطل درهم می‌آمیزید و (حقیقت را) کتمان می‌کنید، در حالی که خود می‌دانید؟ و گروهی از اهلِ کتاب گفتند: (به پیروانِ محمد) ایمان بیاورید به آنچه بر کسانی که ایمان آوردند در آغازِ روز (نازل شده) و در پایانِ روز کافر شوید، شاید (که آنان از اسلام) بازگردند. و (گفتند:) ایمان نیاورید جز به کسی که از دینِ شما پیروی کند. بگو: همانا هدایت، هدایتِ خداست؛ (خدا) به هر کس بخواهد، همانندِ آنچه به شما داده است، می‌بخشد، یا اینکه (شما را) نزدِ پروردگارتان محاجّه (و مجادله) کنند. بگو: همانا فضل (و بخشش) در دستِ خداست؛ به هر کس بخواهد، می‌بخشد؛ و خدا گشایشگرِ دانایِ (همهٔ امور) است. همانا فضل در دستِ خداست؛ به هر کس بخواهد، می‌بخشد؛ و خدا گشایشگرِ دانایِ (همهٔ امور) است. او رحمتِ خویش را به هر که بخواهد، اختصاص می‌دهد؛ و خدا دارندهٔ فضلِ عظیم است.

نثرِ مسجّعِ افشاگرانه

تا آنکه «حق» با درخششِ خود، از راه رسید، آنان (یهود و نصاری) در تاریکیِ انکار و کراهتِ خود فرو رفته بودند. ابراهیمِ پیامبر، آن پدرِ دین، نه یهودی بود و نه نصرانی؛ بلکه تسلیمِ محضِ خدا بود، حق‌گرایی که در برابرِ هیچ شرکی سر فرود نیاورد. پس نزدیک‌ترینِ خلق به او، پیروانِ حقیقیِ راهِ او، یعنی این پیامبرِ رحمت (محمد مصطفیٰ) و مؤمنانِ همراهِ اویند؛ زیرا که خدا، سرپرستِ وفادارِ مؤمنان است.

وای بر آنان که حقیقت را برنمی‌تابند! گروهی از اهلِ کتاب، در پیِ آنند که شما را از صراطِ مستقیم منحرف کنند، غافل از آنکه جز خویشتن را به گمراهی نمی‌کشانند. ای اهلِ کتاب، چرا به نشانه‌هایِ روشنِ خدا کفر می‌ورزید، در حالی که خود بر حقانیتِ آن شهادت می‌دهید؟ چرا حق را با باطل می‌آمیزید و حقیقت را کتمان می‌کنید، در حالی که خود به صدقِ آن آگاهید؟

و شگفت‌تر آنکه، گروهی از آنان، نقشه می‌کشند: «به آنچه بر مؤمنان نازل شده، در آغازِ روز ایمان بیاورید و در پایانِ روز، کافر شوید؛ تا شاید (مؤمنان) تردید کنند و بازگردند!» و چه ناپاک‌اند کسانی که جز پیرویِ از دینِ باطلِ خود را نمی‌پسندند. بگو: «هدایت، تنها از آنِ خداست؛ اوست که به هر کس بخواهد، فضیلتِ وحی و رسالت را همچون آنچه به شما ارزانی داشته، عطا می‌کند، یا آنان را نزدِ پروردگارتان (در روزِ حساب) به محاجّه وادارد.» بدانید که فضل و رحمتِ بی‌کران، تنها در دستِ خداست؛ اوست که به هر که بخواهد، می‌بخشد و رحمتِ عظیمِ خویش را به هر که شایسته دید، اختصاص می‌دهد. خدا، گشایشگر و دانایِ مطلق است.

مثنویِ حقیقت‌ستیزان

تا که حق آمد، آنان روی تافتند

در پیِ انکار و کفر، بشتافتند

ابراهیم، نه یهودی، نه مسیح

بلکه تسلیمِ حق، جدا زِ هیچ شریک

نزدیکِ او، پیروانِ این نبی

و مؤمنان، که کنند به حق، صبی

گروهی زِ اهلِ کتاب، در فکرِ فریب

خواهند که گمراه کنند، این غریب

چرا کفر؟ چرا حق را درهم کنید؟

چرا حقیقت را، زِ چشم، پنهان کنید؟

گفتند: روزی ایمان، روزی نفاق

تا مؤمنان، گیرند از حق، این فراق

بگو: هدایت، از خداست، ای عقول

فضلِ او، شامل شود، هر کس، قبول

او می‌بخشد، رحمتِ خود را به جان

بشناس او را، ای تو، در این جهان

شعرِ سپید

حق آمد،

و آن‌ها،

در تلخیِ انکار،

غرق شدند.

ابراهیم؟

نه یهودی.

نه نصرانی.

فقط

«مسلم»؛

تسلیمِ محض.

دور از شرک.

نزدیک‌ترین به او،

این پیامبر،

و این ایمان‌آوردگان.

خدا،

نگهدارِ مؤمنان.

و اهلِ کتاب…

در فکرِ ربودنِ شما،

از نور.

نمی‌دانند که

تنها،

خود را

گم می‌کنند.

چرا انکار؟

چرا آمیختنِ

حق و باطل؟

چرا کتمانِ

دانسته‌ها؟

نقشه‌شان این است:

«ایمان بیاورید

به آغازِ روز،

و کافر شوید

به پایانش.»

تا شاید…

تردید کنند.

و جز دینِ خود،

چیزی نپذیرند.

بگو:

«هدایت،

از آنِ خداست.»

او فضلِ خود را،

به هر که خواهد،

می‌دهد.

خلاصهٔ کلام

این آیات، ادعایِ یهود و نصاری را مبنی بر اینکه خود را پیروِ دینِ ابراهیم می‌دانستند، به شدت رد می‌کند و تأکید دارد که ابراهیم، نه یهودی بود و نه نصرانی، بلکه مسلمانیِ خالص و موحد بود. نزدیک‌ترینِ مردم به ابراهیم، پیروانِ حقیقیِ راهِ او و پیامبرِ اسلام (ص) و مؤمنانِ به او هستند. این آیات همچنین به گمراه‌گریِ اهلِ کتاب و کتمانِ حقیقت توسطِ آنان اشاره کرده و هدایت را مختصِ فضلِ الهی می‌داند.

#سوره_آل_عمران #ابراهیم_خلیل #یهود #نصاری #توحید #کتمان_حقیقت #گمراهی #بلاگفا