خطبه 17 نهج البلاغه تفسیر
خطبه ۱۷ نهج البلاغه یکی از خطبههای مهم و عمیق امام علی (ع) است که در آن به توصیف کسانی میپردازد که بدون شایستگی و اهلیت، عهدهدار مقام قضاوت و داوری در میان امت میشوند. این خطبه به دو دسته از این افراد و ویژگیهای آنها اشاره میکند و در پایان، امام (ع) از وضعیت مردمی که تحت تاثیر این افراد گمراه میشوند، به خداوند شکایت میبرد.
محتوای اصلی خطبه ۱۷ را میتوان در سه بخش خلاصه کرد:
بخش اول: مبغوضترین خلایق نزد خدا (صنف اول) امام (ع) در این بخش میفرماید که مبغوضترین خلایق نزد خداوند دو دستهاند. دسته اول کسی است که:
- خدا او را به حال خود رها کرده (یعنی از هدایت الهی دور شده و خودخواه و خودرای شده است).
- از راه راست منحرف گشته است.
- دلبسته سخنان بدعتآمیز و دعوتکننده به گمراهی است.
- مایه فتنه و گمراهی برای کسانی است که فریبش را میخورند.
- خودش از هدایت پیشینیان گمراه شده و هر کس در زندگی یا پس از مرگش به او اقتدا کند، گمراه میسازد.
- بار گناه کسانی را که گمراه ساخته به دوش میکشد و همواره در گرو گناهان خودش است.
این توصیف نشاندهنده افرادی است که عالمان بیعمل، بدعتگذار، و داعیان باطل هستند که هم خود گمراهند و هم دیگران را به انحراف میکشانند.
بخش دوم: مبغوضترین خلایق نزد خدا (صنف دوم) دسته دوم از افراد مبغوض نزد خدا، کسی است که:
- جهل را به عنوان علم گرد آورده و در میان جاهلان امت قرار گرفته است.
- در میان تاریکیهای فتنه و شبهات شناور است و از حقیقت آنچه در صلح و آرامش است، کور و بیخبر است.
- افرادی که شبیه به انسانهای عالم هستند، او را عالم میپندارند، در حالی که او عالم نیست.
- زود به جمعآوری علومی پرداخته که اندک آن بهتر از زیاد آن است (یعنی اطلاعات سطحی و بیارزش جمعآوری کرده است).
- از آب آلوده سیراب شده و چیزهای بیفایده برای خود جمعآوری کرده است.
- در جایگاه قاضی و داور مینشیند تا مشکلات پیچیده مردم را حل کند، اما خود در حل مسائل مبهم و شبههناک ناتوان است.
- هنگامی که مسئلهای مبهم برایش پیش میآید، با رأی سست و ناپخته خود آن را فیصله میدهد.
- در شبهات، همچون تار عنکبوت، گرفتار است؛ نمیداند حق را تشخیص داده یا اشتباه کرده است.
- اگر درست قضاوت کند، میترسد که اشتباه کرده باشد و اگر اشتباه قضاوت کند، امید دارد که درست قضاوت کرده باشد.
- در نادانیها غوطهور است و با جهل، راه خطا میپیماید و بر اساس حدس و گمانهای نادرست زندگی میکند.
- بر علم تکیه قاطعی ندارد (یعنی از علم یقینی و محکم بیبهره است).
- روایات را همچون باد که خس و خاشاک را پراکنده میکند، پراکنده میسازد (یعنی بدون درک صحیح، فقط روایات را نقل میکند).
- اهل پاسخگویی به پرسشها نیست و شایسته جایگاهی که به او داده شده، نمیباشد.
- گمان نمیکند که غیر از آنچه خودش انکار کرده، علمی وجود داشته باشد و باور ندارد که نظر دیگری جز نظر او، درست باشد (این نشاندهنده جهل مرکب و تکبر علمی است).
- اگر امری بر او تاریک شود، به دلیل آگاهی از جهل خود، آن را پنهان میکند.
- خونهای به ناحق ریخته شده از جور قضاوت او فریاد میکشند و میراثهای به ناحق تلف شده از او ناله میکنند.
این بخش به شدت به کسانی انتقاد میکند که بدون صلاحیت علمی و اخلاقی، در جایگاه قضاوت و رهبری قرار میگیرند و به خاطر جهل و خودرأییشان، حقوق مردم را پایمال میکنند.
بخش سوم: شکایت امام (ع) به خداوند در پایان خطبه، امام علی (ع) به خداوند شکایت میکند از مردمی که:
- در جهل و نادانی زندگی میکنند و در گمراهی میمیرند.
- نزد آنها، هیچ متاعی کُسادتر و بیارزشتر از قرآن نیست، اگر آن را به درستی تلاوت و تفسیر کنند.
- و هیچ متاعی پُرفروشتر و گرانبهاتر از قرآن نیست، اگر آن را تحریف کرده و از مفاهیم اصلیاش دور سازند.
- نزد آنها، هیچ چیزی زشتتر از معروف (نیکی) نیست و هیچ چیزی نیکوتر و شناختهشدهتر از منکر (بدی) نیست.
این بخش اوج گلایه امام (ع) از جامعهای است که در آن، حق و باطل جابهجا شده و قرآن، که منبع هدایت است، یا مورد بیاعتنایی قرار میگیرد و یا برای منافع دنیوی تحریف میشود.
اهمیت و پیامهای خطبه:
- اهمیت اهلیت در جایگاه قضاوت و رهبری: خطبه تأکید میکند که تصدی مقام قضاوت و داوری، نیازمند شایستگیهای علمی، اخلاقی، و تقوایی فراوان است و افراد نالایق باعث تباهی جامعه میشوند.
- خطر جهل مرکب و خودرأیی: امام (ع) به شدت از کسانی انتقاد میکند که هم جاهلند و هم به جهل خود آگاه نیستند و خود را عالم میپندارند.
- نقش قرآن در جامعه: این خطبه نشان میدهد که قرآن میتواند هم مایه هدایت و سعادت باشد و هم وسیلهای برای گمراهی و فساد، بسته به اینکه چگونه با آن رفتار شود (تلاوت صحیح یا تحریف).
- انحراف معیارها: زمانی که معروف، منکر و منکر، معروف شود، جامعه به انحطاط کامل رسیده است.
- شکایت به خداوند: این بخش از خطبه عمق اندوه و نگرانی امام (ع) را از وضعیت جامعه اسلامی آن زمان و نیز هشدار برای آیندگان نشان میدهد.
در مجموع، خطبه ۱۷ نهج البلاغه یک هشدار جدی به مسلمانان است تا مراقب کسانی باشند که بدون صلاحیت، در جایگاههای مهم قرار میگیرند و با تحریف دین و احکام الهی، مردم را به گمراهی میکشانند. این خطبه از سویی به معیارهای قاضی و حاکم شایسته اشاره میکند و از سوی دیگر به آسیبهای ناشی از قضاوتهای ناصحیح و تحریف معارف دینی میپردازد.