منشورِ کرامتِ زن؛ بازخوانیِ سیرهٔ زنان در سورهٔ نساء
پست هجدهم — سورهٔ نساء، آیه ۱۹؛ منشورِ کرامتِ زن
منشورِ کرامتِ زن؛ بازخوانیِ سیرهٔ زنان در سورهٔ نساء
﴿يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لَا يَحِلُّ لَكُمْ أَن تَرِثُوا النِّسَاءَ كَرْهًا ۚ وَلَا تَعْضُلُوهُنَّ لِتَذْهَبُوا بِبَعْضِ مَا آتَيْتُمُوهُنَّ إِلَّا أَن يَأْتِينَ بِفَاحِشَةٍ مُّبَيِّنَةٍ ۚ وَعَاشِرُوهُنَّ بِالْمَعْرُوفِ ۚ فَإِن كَرِهْتُمُوهُنَّ فَعَسَىٰ أَن تَكْرَهُوا شَيْئًا وَيَجْعَلَ اللَّهُ فِيهِ خَيْرًا كَثِيرًا﴾
ترجمه: ای کسانی که ایمان آوردهاید! برای شما روا نیست که از زنان (بیوه) به ارث برید (و آنان را برخلاف میلشان نگه دارید)؛ و آنان را (ازدواج با دیگران) منع نکنید تا بخشی از آنچه به آنان دادهاید (مهریه) را پس بگیرید، مگر اینکه فاحشهای آشکار انجام دهند؛ و با آنان به نیکویی سلوک کنید؛ و اگر از آنان کراهت داشتید (بپذیرید که) چه بسا از چیزی کراهت دارید و خدا در آن خیرِ فراوانی قرار داده است.
نقدِ رسمِ جاهلی؛ منشورِ کرامت
آیه ۱۹ سوره نساء، نقطهٔ عطفی در نگاه به زن و جایگاهِ او در خانواده و اجتماع است. این آیه، در وهلهٔ اول، «رسمِ جاهلی» را که در آن، زنِ بیوه، چون ارثی به مردانِ قبیله واگذار میشد و حقوقِ او پایمال میگردید، قاطعانه نقد میکند: «لا یحل لکم ان ترثوا النساء کرهاً» — برای شما روا نیست که زنان (بیوه) را برخلاف میلشان به ارث برید.
سپس، با بیانِ «ولا تعضلوهن» — آنان را (ازدواج با دیگران) منع نکنید — بر حقوقِ مسلمِ زن در انتخابِ همسر تأکید میورزد. این دستور، مانع از آن میشد که مردان، زنانِ بیوه را تحتِ فشار قرار دهند تا مهریهٔ خود را بازپس دهند یا از حقوقِ خود بگذرند. این آیه، زن را از حالتِ «شیء» و «کالایِ ارثی» خارج کرده و جایگاهِ «انسانیِ» او را به رسمیت میشناسد.
اما اوجِ این منشور، در عبارتِ «وعاشروهن بالمعروف» نهفته است. این، فراتر از یک حکمِ فقهی، یک «منشورِ اخلاقی و عرفانی» برایِ روابطِ زناشویی و خانوادگی است. «معروف»، یعنی هر آنچه که عقل، شرع، و عرفِ جامعهٔ سالم آن را نیکو و پسندیده میشمارد. این شاملِ رفتارِ نیکو، گفتارِ مهربان، احترامِ متقابل، و رعایتِ حقوقِ یکدیگر است.
سیرهٔ علوی-فاطمی؛ تجلیِ «عاشروهن بالمعروف»
در سیرهٔ درخشانِ حضرتِ علی (ع) و حضرتِ فاطمهٔ زهرا (س)، ما شاهدِ اوجِ پیادهسازیِ این «منشورِ کرامت» هستیم. زندگیِ آن دو بزرگوار، آینهای تمامنما از «عشرتِ به معروف» بود. حضرتِ زهرا (س)، در اوجِ احترام و کرامت از سویِ امیرالمؤمنین (ع) قرار داشتند. آن حضرت، در مسائلِ خانوادگی، با علی (ع) مشورت میکردند و ایشان نیز، در کمالِ احترام، به رأی و نظرِ همسرِ گرامیشان ارج مینهادند.
علی (ع)، بارها در وصفِ فاطمه (س) فرمودند: «نِعمَ الزوجةُ امی». (چه نیکو همسری است مادرِ من). این تعبیر، نشان از احترامِ عمیق، عشقِ پاک، و سلوکِ مبتنی بر «معروف» دارد. در آن خانه، نه تنها حقوقِ زن رعایت میشد، بلکه شخصیتِ او، با تمامِ وجود، تکریم میگردید. این، همان «خیری است کثیر» که در دلِ سختیها و ناهمواریهایِ احتمالیِ زندگی نهفته است؛ خیری که از سلوکِ بر پایهٔ «معروف» و درکِ متقابل، حاصل میآید.
نثرِ مسجّع: رسالتِ زن و منشورِ رفتار
«لا ترثوا النساء کرهاً» — زن، نه ارث، که «وجود» است؛ نه کالایی، که «انسانی». «لا تعضلوهن» — نه از ازدواج، که از «حقوقِ طبیعی»اش، منع نکنید. «عاشروهن بالمعروف» — با آنان، به نیکویی سلوک کنید؛ این، «منشورِ کرامت» است. اگر کراهت دارید، «خیری کثیر» در آن نهفته؛ شاید صبر، «پاداشِ بزرگ» آورد. سیرهٔ «علی و فاطمه» (ع)، «آینهٔ این معروف» بود؛ «نعم الزوجةُ» — چه نیکو همسری! احترام، عشق، مشورت؛ «تجلیِ کرامت».
مثنویِ کرامت
زن، ارث نیست، که جان است، و وجود
نه کالایِ قبیله، که یارِ صعود
مگیر از او، حقِّ انتخاب، به زور
مکن منع، زِ وصلِ دگر، پر زِ شور
«عاشروهن بالمعروف»، فرمانِ حق
با مهر و احترام، دل را کن غرق
گر کراهت آید، زِ یارِ خویش
دان که «خیری کثیر»، در او هست، بیش
سیرهٔ «علی و زهرا» (س)، مشعلِ راه
«نعم الزوجةُ»، گوید، در پناه
احترام، عشق، مشورت، پیوند
«کرامتِ زن»، در این است، ای فرزند
شعرِ سپید
زنان،
نه ارث،
که همسفرانِ زندگی.
حقِّ انتخاب،
حقِّ احترام.
«عاشروهن بالمعروف».
اگر ناخشنود باشی،
باز هم،
خیرِ فراوان است
در این صبر.
علی (ع) و فاطمه (س)،
تجسمِ این منشور.
«چه نیکو همسری».
کرامت،
در نگاهِ عشق،
در رفتارِ مهر.
خلاصهٔ کلام
این پست، با تمرکز بر آیه ۱۹ سوره نساء، به نقدِ رسمِ جاهلیِ ارث بردن از زنان و منعِ آنان از ازدواجِ مجدد پرداخت و «منشورِ کرامتِ زن» را در عبارتِ «عاشروهن بالمعروف» (با آنان به نیکویی سلوک کنید) تبیین نمود. سپس، با استناد به سیرهٔ حضرتِ علی (ع) و حضرتِ فاطمهٔ زهرا (س)، اوجِ تجلیِ این منشور در زندگیِ آن دو بزرگوار را به تصویر کشید که مبتنی بر احترام، عشق، مشورت، و درکِ متقابل بود. این آیه و سیرهٔ اهلبیت (ع)، نگاهِ اسلام به زن را به عنوانِ انسانیِ مکرم و دارایِ حقوقِ بنیادین، روشن میسازد.