عبرتِ تاریخ و شهدِ شهادت: تحلیل آیات ۶۱-۷۰ سوره نحل
عبرتِ تاریخ و شهدِ شهادت: تحلیل آیات ۶۱-۷۰ سوره نحل
«وَلَوْ يُؤَاخِذُ اللَّهُ النَّاسَ بِظُلْمِهِم مَا تَرَكَ عَلَيْهَا مِن دَابَّةٍ...»
خداوند به ظالمان مهلت میدهد، اما خونِ حسین(ع)، نقطهیِ پایانِ این مهلتِ ننگین بود.
ترجمه و تبیین آیات ۶۱ تا ۷۰
خداوند میفرماید: (۶۱) اگر خدا مردم را به خاطرِ ظلمشان مجازات میکرد، جنبندهای بر زمین باقی نمیماند، اما به آنها مهلت میدهد. (۶۳) به خدا سوگند، پیش از تو پیامبرانی فرستادیم، اما شیطان اعمالشان را در نظرشان زینت داد و امروز سرپرستِ آنهاست. (۶۸) و پروردگارت به زنبور عسل وحی کرد که از کوهها و درختان، خانههایی برگزین. (۶۹) سپس از تمام شیرهها بخور و در راههایی که پروردگارت تعیین کرده حرکت کن؛ از شکمِ آنها نوشیدنیِ رنگارنگ خارج میشود که در آن برای مردم شفاست. (۷۰) خدا شما را آفرید، سپس جانتان را میگیرد.
نثر مسجع عاشورایی
عاشورا، تفسیرِ مهلتی بود که خدا به ظالمان داد تا باطنِ خویش را آشکار کنند و نقاب از چهرهیِ شیطان براندازند. یزیدیان، غرق در «زینتهایِ شیطانی» بودند؛ گمان میکردند قدرت و مُلکِ ری، پاداشِ کردارِ آنهاست، غافل از آنکه این «مهلتِ الهی»، دامی بود برایِ ابدیشدنِ رسواییشان. در آن دشت، همانگونه که زنبورِ عسل به فرمانِ حق، «شفا» از دلِ طبیعت میگیرد، حسین(ع) نیز از دلِ تلخِ حادثه، «شفایِ بشریت» و «حقیقتِ جاویدان» را بیرون کشید. خونِ او، شهدِ شیرینی شد که تا ابد، جانهایِ تشنه را شفا میبخشد. آری، آنها در بندِ مرگ بودند و حسین(ع) در راهِ جاودانگی، که رزقِ عاشقانِ حقیقی، نوشیدن از جامِ «لقاءالله» است.
شعر آزاد عاشورایی
مهلت،
تنها فرصتی بود،
تا یزیدیان،
عمقِ سقوطِ خویش را
در آینهیِ خونیِ عاشورا ببینند.
شیطان،
اعمالشان را آرایش کرده بود
و آنها،
در کوریِ خویش،
خدا را گم کرده بودند.
اما حسین(ع)،
مثلِ زنبوری که به وحیِ حق،
به کوهها و دشتها میرود،
به کربلا آمد،
تا از تلخیِ مرگ،
شهدِ شیرینِ «عزت» را
برایِ تاریخ استخراج کند.
او،
شفاست،
برایِ زخمهایِ کهنهیِ بشریت.
مثنوی عاشورایی
عالم همه در مهلتِ پروردگار است
ظالم به پیِ فتنهیِ بیاعتبار است
شیطان شده سردارِ یزیدِ ستمگر
غافل که بُوَد مرگ، در آن شامِ مقدّر
وحی آمد به زنبور وُ به شهدش هدایت
حسین هم داده از خونِ خود، شهدِ شهادت
از پیکرِ خورشید، شفایی به در آمد
تیرگیِ یزید، به دستِ سحر آمد
جانبخش خدا بود وُ جانگیر همانکس
حسین شد زِ جان، در رهِ دوست، بیهوس
--- عاشورا، شه دِ شفابخشی است که از دلِ تلخیِ ظلم میجوشد ---