نظمِ هستی و تسبیحِ خونین
نظمِ هستی و تسبیحِ خونین: تحلیل عاشورایی آیات ۱۶ تا ۲۰ سوره روم
ترجمهیِ آیات ۱۶ تا ۲۰
و اما کسانی که کافر شدند و آیاتِ ما و لقایِ آخرت را تکذیب کردند، آنان در عذابِ الهی حاضر میشوند (۱۶). پس خداوند را تسبیح کنید به هنگامِ عصر و به هنگامِ صبح (۱۷). و برایِ اوست ستایش در آسمانها و زمین... (۱۸). و از نشانههایِ او این است که شما را از خاک آفرید، سپس ناگهان بشری شدید که در زمین پراکندهاید (۲۰).
تطبیق و مقایسهیِ عاشورایی
| مفهومِ قرآنی در آیات ۱۶-۲۰ | تطبیق با نهضتِ عاشورا |
|---|---|
| تکذیبِ لقایِ آخرت: ریشهیِ کفر و طغیان. | سردمدارانِ کوفه، با انکارِ حسابرسیِ الهی، چنان جری شدند که خونِ پسرِ پیامبر را مباح شمردند. |
| تسبیح در شب و روز: یادِ خدا در اوجِ سختی. | شبِ عاشورا، زمانی بود که حسین(ع) و یارانش تسبیح و تهلیل را به اوج رساندند، در حالی که دشمن در غفلت بود. |
| آفرینش از خاک: یادآوریِ فقرِ وجودیِ انسان. | شهدایِ کربلا با درکِ حقیقتِ فانیِ دنیا، جانِ خاکیِ خود را به خالقِ افلاک هدیه کردند و به بقا رسیدند. |
نثرِ مسجعِ عاشورایی
در سوره روم، پروردگارِ متعال انسان را به تسبیحِ خود در صبح و شام میخواند؛ همان زمانی که در کربلا، نوایِ ذکرِ حسین(ع) و یارانش، زمین و زمان را لرزاند. آنان که در برابرِ حق ایستادند، حقیقتِ لقایِ خدا را منکر شدند و در کفرِ خویش غرق گشتند، اما کربلا، تجلیگاهِ تسبیحِ عاشقانی بود که میدانستند از خاکند و به سویِ او بازخواهند گشت. حسین(ع) نه تنها در عصرِ عاشورا، که در تمامیِ لحظاتِ عمرش، ستایشگرِ مطلقِ حق بود. او از خاکِ وجود، گلی رویاند که عطرش تا ابد در فضایِ زمین جاری است. فرجامِ منکران، عذابِ خفتبار است و فرجامِ ذاکران، حیاتِ طیبه در جوارِ دوست.
شعرِ آزادِ عاشورایی
خداوند در آیاتِ روم میگوید:
«تسبیح گویید او را...»
شبِ عاشورا،
صدایِ تسبیحِ یاران،
شبیه به زمزمهیِ ملائک بود.
در همان حالی که دشمن،
به فکرِ غارت و کشتن بود،
حسین(ع) و همراهانش،
در برابرِ عظمتِ خدا،
سجده کردند.
انسان از خاک است؛
اما حسینیان،
با عشقِ خود،
خاک را به افلاک پیوند دادند.
آری،
تکذیبِ لقایِ دوست،
تاریکیِ مطلق است،
و یادِ او،
نوری که در قلبِ تاریخ ماندگار شد.
مثنویِ عاشورایی
آنان که حق و لقایِ او منکر شدند
در عذابِ جهل و کفر، مضطر شدند
در سحرگه، در غروب، تسبیحِ دوست
ذکرِ یارانِ حسین در گفتگوست
ما همه خاکیم و از خاک آمدیم
سویِ او بازگشتِ پاک آمدیم
کربلا درسِ خدای.
مثنویِ عاشورایی
آنان که حق و لقایِ او منکر شدند
در عذابِ جهل و کفر، مضطر شدند
در سحرگه، در غروب، تسبیحِ دوست
ذکرِ یارانِ حسین در گفتگوست
ما همه خاکیم و از خاک آمدیم
سویِ او بازگشتِ پاک آمدیم
کربلا درسِ خدای