روی سخن امام علی (ع) در خطبه ۱۷ نهج البلاغه
روی سخن امام علی (ع) در خطبه ۱۷ نهج البلاغه، بهطور اصلی با دو دسته از افراد است که هر دو از منظر امام، از مبغوضترین خلایق نزد خداوند محسوب میشوند:
۱. بدعتگذاران و داعیان گمراهی:
این دسته، افرادی هستند که:
- خودشان از راه راست منحرف شدهاند: نه تنها مسیر هدایت الهی را رها کردهاند، بلکه خودخواه و خودرای شدهاند.
- به سخنان بدعتآمیز و دعوتکننده به گمراهی دلبستهاند: این افراد به جای پیروی از حقیقت و سنت صحیح، نوآوریهای باطل و عقاید انحرافی را ترویج میکنند.
- مایه فتنه و گمراهی برای دیگران هستند: آنها هم خودشان گمراهند و هم دیگران را به سمت انحراف و باطل میکشانند. کسانی که از آنها پیروی میکنند، در دنیا و آخرت نیز به گمراهی کشیده میشوند و بار گناه پیروانشان را هم به دوش میکشند.
روی سخن امام با این افراد، در واقع نقدی ریشهای بر عالمان بیعمل، مدعیان دروغین دین، و مبلغان انحراف است که با سوءاستفاده از جایگاه خود، جامعه را به تباهی میکشانند.
۲. قاضیان جاهل و مدعیان دروغین علم:
این دسته، افرادی هستند که:
- فاقد علم و صلاحیت لازم برای قضاوت هستند، اما خود را عالم میپندارند: امام آنها را کسانی توصیف میکند که "جهل را به عنوان علم گرد آوردهاند" و در میان نادانان، خود را عالم جلوه میدهند.
- در حل مسائل پیچیده و شبههناک ناتوانند: این افراد در مسائل مبهم گرفتار میشوند و با رأیهای سست و ناپخته، حکم صادر میکنند.
- متکبر و خودرأی هستند: فکر میکنند هر آنچه خودشان نمیدانند یا انکار میکنند، اصلاً علمی نیست و هیچ نظر درستی جز نظر خودشان وجود ندارد. این تکبر، مانع از یادگیری و پذیرش حقیقت میشود.
- موجب پایمال شدن حقوق مردم میشوند: به دلیل جهل و سوءقضاوتهایشان، "خونهای به ناحق ریخته میشود" و "میراثها به ناحق تلف میگردد."
- واقعیت را پنهان میکنند: اگر امری برایشان مبهم باشد، به دلیل آگاهی از جهل خود، آن را پنهان میکنند تا نادانیشان آشکار نشود.
این بخش از خطبه، به وضوح روی سخن امام با قضات نالایق، بیبصیرت و خودرأی است که با نشستن در مسند قضاوت، نه تنها عدالت را اجرا نمیکنند، بلکه موجب ظلم و تباهی در جامعه میشوند.
روی سخن با جامعهای که این افراد را میپذیرد:
علاوه بر دو دسته فوق، امام علی (ع) در انتهای خطبه، گلایهای عمیق از وضعیت عمومی جامعه دارد که این افراد در آن پرورش یافته و فعالیت میکنند. امام (ع) از مردمی شکایت میکند که:
- در جهل و نادانی زندگی میکنند و در گمراهی میمیرند.
- قرآن را (اگر به درستی تلاوت شود) بیارزش میدانند، اما اگر تحریف شود، آن را پرفروش و با ارزش میبینند. این نشاندهنده انحراف فکری و سوءاستفاده از دین در جامعه است.
- معروف (نیکیها) را زشت و منکر (بدیها) را نیکو میشمارند. این اوج وارونگی ارزشها در یک جامعه است.
بنابراین، میتوان گفت روی سخن امام نه تنها با افراد منحرف و فاسد، بلکه با کل جامعهای است که زمینه را برای رشد چنین افرادی فراهم میکند، به آنها مشروعیت میدهد، و ارزشهای حقیقی را فراموش کرده یا تحریف میکند.
آیا مایلید در مورد هر یک از این گروهها یا پیامدهای این خطبه بیشتر صحبت کنیم؟