استقامت در طوفانِ فتنه و تداومِ نماز
استقامت در طوفانِ فتنه و تداومِ نماز: تحلیل عاشورایی آیات ۱۱۱ تا ۱۱۵ سوره هود
ترجمهیِ آیات ۱۱۱ تا ۱۱۵
«و قطعاً پروردگارت پاداشِ اعمالِ هرکس را به طورِ کامل به او میدهد؛ چرا که او به آنچه انجام میدهند، آگاه است» (۱۱۱). «پس همانگونه که فرمان یافتهای، استقامت کن، و [همچنین] کسانی که با تو به سویِ خدا بازگشتهاند [باید استقامت کنند]؛ و طغیان نکنید، که او به آنچه انجام میدهید بیناست» (۱۱۲). «و به کسانی که ستم کردهاند تکیه [و تمایل] مکنید که آتشِ [دوزخ] به شما میرسد؛ و در برابرِ خدا هیچ ولیّ و سرپرستی ندارید و [در آن صورت] کسی شما را یاری نخواهد کرد» (۱۱۳). «و در دو طرفِ روز و پارهای از شب، نماز را برپا دار؛ چرا که خوبیها، بدیها را از میان میبرند؛ این پندی است برای پندگیران» (۱۱۴). «و شکیبایی کن که خدا پاداشِ نیکوکاران را ضایع نمیکند» (۱۱۵).
تطبیق و واکاویِ عاشورایی
| مفهومِ قرآنی (آیات ۱۱۱-۱۱۵) | تطبیق با آموزههایِ عاشورا |
|---|---|
| فرمانِ استقامت: «فَاستَقِم كَما أُمِرتَ» | امام حسین(ع) در گودالِ قتلگاه، مصداقِ کاملِ ایستادگی در برابرِ فرمانِ الهی بود و یارانش نیز در این استقامت از او پیروی کردند. |
| نه به گرایشِ به ظالمان: «لا تَركَنوا إِلَى الَّذينَ ظَلَموا» | شعارِ «هیهات منا الذلة»؛ ردِ بیعت با یزید و عدمِ تمایل به حکومتِ غاصبان، حتی به قیمتِ جان. |
| نماز در بحبوحه: «أَقِمِ الصَّلاةَ» | اقامهٔ نمازِ ظهرِ عاشورا زیرِ بارانِ تیر؛ پیامی که نبردِ حق و باطل، هرگز مانعِ بندگی نیست. |
نثرِ مسجعِ عاشورایی
ای طالبانِ حق و ای رهروانِ استقامت! در این آیات، فرمانِ ایستادگی صادر شده است؛ همان فرمانی که حسین(ع) در کربلا به جان خرید. نه به ستمکاران تکیه کرد و نه از طغیانِ آنان هراسید، چرا که میدانست وعدهیِ خدا حق است و پاداشِ نیکوکاران ضایع نمیگردد. کربلا تجلیگاهِ نماز بود؛ نمازی که در گرماگرمِ پیکار، شعلههایِ سیاهی و گناه را در جانِ سپاهِ حق به نور بدل کرد و خوبیها را بر بدیها چیره ساخت. حسین(ع) ایستاد تا حقیقتِ استقامت، در تاریخ جاودانه شود و آنان که پند گیرند، بدانند که راهِ بندگی، حتی در میانِ نیزهها، از نماز میگذرد. صبرِ او، عطری خوش بر پیکرِ تاریخ نهاد که تا ابد باقی است.
شعرِ آزادِ عاشورایی
فرمانِ خدا روشن است:
«استقامت کن!»
و حسین(ع) در میانِ صحرایی از تیغ،
مشقِ ایستادن کرد.
او به ستمگران تکیه نکرد،
نه با نگاهی، نه با کلامی.
در ظهرِ حادثه،
آنگاه که تیرها به سجاده میرسیدند،
او نماز را به پا داشت،
تا بدیها، در سیلابِ نورِ رکوعش گم شوند.
این است پندِ عاشورا:
پاداشِ صبر،
نه در دنیا که در ابدیت است،
آنجا که خدا،
حقِ نیکوکاران را تمام و کمال باز میستاند.
مثنویِ عاشورایی
امرِ رب آمد: که استقامت کن
در رهت با عزم و با جُسارت کن
بر ستمکاران مکن تکیه به دل
که در آتش میشوی بیآب و گل
حسین در دشتِ بلا ایستاده بود
عهدِ خود را با خدا، آزاده بود
ظهرِ عاشورا که تیر آمد به بار
او به پا داشت نمازِ استوار
خوبیاش بدیهایِ عالم را زدود
در دلِ تاریخ، حق را جان نمود
گرچه در ظاهر بلا بود و فغان
صبرِ او شد درسِ کلِّ انس و جان
پاداشِ نیکان نزدِ او محفوظ ماند
نامِ زیبایش به عالم شد نِشاند