شجره‌ی زقّوم و میوه‌ی شقاوت؛ تقابلِ سفره‌ی بهشت و کربلا

ترجمه آیات ۶۱ تا ۶۵ سوره صافات

۶۱. لِمِثْلِ هَـٰذَا فَلْيَعْمَلِ الْعَامِلُونَ: برای چنین پاداشی باید عمل‌کنندگان عمل کنند.

۶۲. أَذَٰلِكَ خَيْرٌ نُّزُلًا أَمْ شَجَرَةُ الزَّقُّومِ: آیا این (پذیرایی بهشتی) بهتر است برای پذیرایی، یا درخت زقّوم؟

۶۳. إِنَّا جَعَلْنَاهَا فِتْنَةً لِّلظَّالِمِينَ: ما آن را مایه‌ی آزمایش و رنج برای ستمکاران قرار دادیم.

۶۴. إِنَّهَا شَجَرَةٌ تَخْرُجُ فِي أَصْلِ الْجَحِيمِ: همانا آن درختی است که از قعر دوزخ برمی‌آید؛

۶۵. طَلْعُهَا كَأَنَّهُ رُؤُوسُ الشَّيَاطِينِ: شکوفه‌ها و میوه‌هایش گویی سرهای شیاطین است.

نثرِ مسجعِ عاشورایی

به نامِ خداوندی که جامِ شهادت را شیرین ساخت و سفره‌یِ گمراهان را به زهرِ زقّوم آراست. برای رسیدن به آن اوجِ عزّت است که اهلِ بلا باید مجاهده کنند و جان بر سرِ پیمان ناهند. آیا رزقِ کریمِ پروردگار و محفلِ انسِ ثارالله برتر است، یا درختی که از بنِ آتش برمی‌خیزد و بارِ شقاوت به بار می‌آورد؟ در دشتِ نینوا، ستم‌پیشگانِ یزیدی برای چند روزه حکومتِ دنیا، از گندمِ ری چشم‌پوشی نکردند و میوه‌ی تلخِ عصیان چیدند؛ اما نمی‌دانستند که ثمره‌یِ خیانت‌شان، درختی است ریشه دوانده در قعرِ جحیم، که شکوفه‌هایش چون سرهای دیوان و شیاطین زشت و هراس‌انگیز است. در مقابل، پاک‌بازانِ کربلا لب بر آب فروبستند تا از زقّومِ تعلقاتِ دنیا نچشند و سرانجام به مائده‌های آسمانی نائل گردند.

مثنویِ عاشورایی

بهرِ این فوز و مقامِ بی‌کران

سعی باید کرد در راهِ جهان

بهتر است این نعمت و جانان و نُزل

یا زقّومی کز ستم یابد نزول؟

آن درختی کز تهِ دوزخ برست

ریشه‌اش در قعرِ آتش‌ها نشست

بار و میوه‌ش همچو سر‌هایِ شیاط

تلخ و زشت و مایه‌یِ رنج و هباط

در نینوا هم کافرانِ بی‌وفا

دل سپردند بر زقّومِ این سرا

گندمِ ری خواستند و زهر چید

خاتمت شد آتش و رنجِ شدید

لیک یارانِ حسینِ تشنه‌لب

جامِ حق نوشیده‌اند اندر رجب

شعرِ آزادِ عاشورایی

برای چنین پاداشی،

باید از خویشتن گذشت...

آیا نُزلِ نورانیِ بهشت،

که ارزانیِ عاشقان شد، گواراتر است،

یا درختی کز قعرِ آتش سر برمی‌آورد؟

زقّوم...

با میوه‌هایی به شکلِ کابوس،

به شکلِ سرهایِ شیاطین.

در کربلا،

آن‌ها که به طمعِ ملکِ ری شمشیر کشیدند،

در حقیقت،

ریشه‌هایِ زقّوم را در جانِ خویش آبیاری می‌کردند.

آن‌ها میوه‌یِ تلخِ کفر را بلعیدند،

در حالی که حسین و یارانش،

در اوجِ عطش،

از چشمه‌هایِ زلالِ رستگاری می‌نوشیدند...

و این است حاصلِ تجارتی که با خدا می‌شود.


یا غایَةَ آمالِ العارِفین - ویژه نشر در وبلاگ‌های عاشورایی