فریادِ استغاثه در امواجِ بلا؛ از نجوایِ نوح تا ندایِ هل من ناصرِ کربلا
فریادِ استغاثه در امواجِ بلا؛ از نجوایِ نوح تا ندایِ هل من ناصرِ کربلا
ترجمه آیات ۷۱ تا ۷۵ سوره صافات
۷۱. وَلَقَدْ ضَلَّ قَبْلَهُمْ أَكْثَرُ الْأَوَّلِينَ: و به یقین پیش از آنان بیشتر پیشینیان گمراه شدند؛
```html
فریادِ استغاثه در امواجِ بلا؛ از نجوایِ نوح تا ندایِ هل من ناصرِ کربلا
ترجمه آیات ۷۱ تا ۷۵ سوره صافات
۷۱. وَلَقَدْ ضَلَّ قَبْلَهُمْ أَكْثَرُ الْأَوَّلِينَ: و به یقین پیش از آنان بیشتر پیشینیان گمراه شدند؛
۷۲. وَلَقَدْ أَرْسَلْنَا فِيهِم مُّنذِرِينَ: و ما بیگمان در میان آنان هشداردهند به همان عاقبتِ شومِ پیشینیان مبتلا گشت. آنگاه که نوح در میانهیِ امواجِ خروشانِ طوفان، پروردگارش را خواند، پاسخی نیکو و نجاتی جاودان یافت؛ و در گودالِ قتلگاه نیز، چون ثارالله زمزمه کرد «الهی رضاً برضاک»، خدایِ کعبه او را بهترین اجابتکننده شد و خونِ مطهرش را مظهرِ حیاتِ ابدی و کشتیِ نجاتِ عالمیان قرار داد.
مثنویِ عاشورایی
بیشترْ خلقِ کهن گمراه شد
چشمِ دل در تیرگیِ چاه شد
ما رسولان و منذران انگیختیم
نورِ حق در جانِ ظلمت ریختیم
لیک بنگر عاقبت بر آن کسان
کز کجی رفتند در کامِ خزان
جز عبادِ مخلصِ درگاهِ هو
کز بلا رستند و بگرفتند خو
نوح خواند ما را به صد سوز و نوا
ما چه نیکو پاسخش دادیم، هان!
کربلا هم نوحِ دیگر زد صدا
در میانِ تیر و شمشیرِ بلا
بانگِ «هل من ناصر» از جانش دمید
حق به خونِ پاکِ او رحمت چشید
او سفینه گشت و نوحِ هر زمان
تا که بخشد جان به جمعِ مخلصان
شعرِ آزادِ عاشورایی
قرنها گذشت و آدمیان،
هشدارِ پیامبران را به بازی گرفتند.
سرانجامِ بیمدادگان چه تلخ رقم خورد...
امّا در این میان،
بندگانِ مخلَص، ستارههایِ شبِ تار شدند.
نوح در میانهیِ توفان دست به دعا برداشت،
و پروردگار، زیباترین پاسخ را زمزمه کرد.
و در نینوا...
نوحی دیگر در محاصرهیِ طوفانِ نیزهها ایستاد.
او خلق را انذار داد،
امّا آنان کر شده بودند از طبلِ باطل.
سیدالشهدا پروردگارش را خواند؛
نه برای رهایی از تن،
که برای نجاتِ کاروانِ حقیقت.
و خداوند،
با زیباترین لبیک،
خونِ او را پرچمِ بیداری و سفینهیِ نجاتِ تاریخ ساخت.
إِنَّ الْحُسَيْنَ مِصْبَاحُ الْهُدَىٰ وَسَفِينَةُ النَّجَاةِ - ویژه نشر در وبلاگهای قرآنی و عاشورایی