غروبِ سرخ؛ در آستانه‌یِ بازگشتِ دیدار



نثرِ مسجعِ عاشورایی (اسرارِ غیب و وعده‌یِ حق)



آیا نمی‌بینید که کشتی‌ها چگونه به فضلِ خدا در دریا روان‌اند تا آیاتِ قدرتِ او را به شما بنمایند؟ در تلاطمِ طوفانِ کربلا نیز، حسین (ع) کشتیِ نجاتِ بشریت بود که در دریایِ خون، به سویِ ساحلِ رستگاری روان گشت. ای مردم، از پروردگارتان پروا کنید؛ از روزی که نه پدری جزیی از پاداشِ فرزندش را می‌پردازد و نه فرزندی مسئولِ بارِ سنگینِ پدر است. وعده‌یِ خدا حق است؛ فریبِ زندگیِ دنیا را نخورید. تنها اوست که علمِ قیامت نزدِ اوست، باران را فرو می‌فرستد و از آنچه در رحم‌هاست آگاه است؛ هیچ‌کس نمی‌داند فردا چه به دست می‌آورد و در کدامین سرزمین جان می‌سپارد. حسین (ع) دانست که در کربلا جان خواهد سپرد، اما این دانایی، او را در مسیرِ حق، استوارتر کرد؛ چرا که او «علیم» و «خبیر» را به نیکی می‌شناخت.




کشتیِ دین در تلاطم، موجِ خون

حسین، ناخدایِ عشق است در جنون


روزِ رستاخیز و آن وعده‌یِ راست

فارغ از پاداش و کیفر، تنها خداست


غیبِ عالم، نزدِ او پنهان و هویداست

خونِ شهدا، گواهِ حق و دعاست


کربلا، میعادگاهِ جانِ پاکان

بازگشتِ حسین است سویِ آن یزدان




شعرِ آزاد (سرزمینِ موعود)



او می‌دانست،

که در کدام سرزمین،

جان خواهد سپرد.

او،

که نبضِ زمان در دستانش بود،

و علمِ باران و رحم را،

در سینه داشت.

کوفه،

سرزمینی بود برایِ عروج،

نه برایِ دفن.

آن‌جا که وعده‌یِ خدا،

با لب‌هایِ تشنه‌یِ حسین (ع)،

به آبِ حیات پیوند خورد.

و من دیدم که چگونه او،

از «فردا» هراسی نداشت،

چرا که «امروز»ش،

تمامِ قد،

در برابرِ خدا ایستاده بود.



تفسیرِ آیات ۳۱ تا ۳۴ سوره لقمان:



این آیات، پایان‌بخشِ سوره‌یِ لقمان و حاویِ حقایقی عمیق درباره‌یِ قدرتِ الهی، غیب و سرنوشتِ نهاییِ انسان است (آیات ۳۱-۳۳). آیه ۳۴، پنج امرِ غیبی را که تنها در اختیارِ خداست برمی‌شمارد (علمِ قیامت، باران، آنچه در رحم‌هاست، آنچه فردا به دست می‌آید، و سرزمینِ مرگ). پیوندِ این آیات با کربلا در این است که امام حسین (ع) به عنوانِ ولیِّ الهی و آگاه به غیب، با اختیارِ کامل و شناختِ دقیقِ سرنوشتِ خویش، قدم به سرزمینِ کربلا نهاد و تسلیمِ محضِ اراده‌یِ خداوند در تقدیرِ خویش شد. با این آیات، پرونده‌یِ معرفتیِ سوره‌یِ لقمان بسته می‌شود.