گواهیِ بر حق؛ حقیقتِ شفاعت در آینهیِ عاشورا
گواهیِ بر حق؛ حقیقتِ شفاعت در آینهیِ عاشورا
نثرِ مسجعِ عاشورایی (شاهدانِ حقیقت)
و کسانی که آنان جز خدا میخوانند، اختیارِ شفاعت ندارند؛ مگر آنان که به «حق» گواهی دادهاند، در حالی که خود (به حقیقتِ آن) آگاهاند. حسین (ع) همان گواه است که در عرصهیِ کربلا، نه با زبان، که با خونِ خویش، بر حقانیتِ توحید گواهی داد. او شاهدِ عدلِ الهی در زمین است؛ شاهدی که آگاهانه جامِ شهادت را سر کشید تا پیوندِ میانِ خلق و خالق را در یگانگیِ محض، استوار سازد. یزیدیان، بتهایِ قدرت را پرستیدند و شفاعتِ پوشالیِ دنیا را طلب کردند، اما حسین (ع) به «حق» گواهی داد و در پیشگاهِ الهی، تنها اوست که شفیعِ بازگشتِ ارواحِ سرگردان به سویِ نور است.
نه آن بتهایِ دون، صاحباختیارند
به دستِ خویش جز حسرت ندارند
ولی آنکس که بر حق گشته شاهد
کند شفاعت به امرِ پاکِ واحد
حسین (ع) شاهدِ حق است در کربلا
بَرَد کشتیِ ما را از بلا
بِدان آگاه و در هستی ستوده
تمامِ رازِ عالم را سروده
شعرِ آزاد (گواهِ همیشه بیدار)
شاهدانِ حق،
در دشتِ نینوا،
فراموش نمیشوند.
آنها،
تنها شاهدانِ یک حادثه نیستند؛
آنها،
زبانِ گویایِ حقیقتاند،
در روزگاری که،
کلمات،
سنگینیِ خود را از دست دادهاند.
حسین (ع)،
گواهیِ همیشه جاری است،
بر اینکه،
تنها راهِ نجات،
«آگاهی» است
و «حق».
تفسیر اشاری:
آیاتِ پایانیِ سوره زخرف، مرزِ میانِ «بتپرستانِ هواپرست» و «عارفانِ حقگو» را مشخص میکند. شفاعت، امری اعتباری نیست، بلکه حقیقتی تکوینی است که تنها از آنِ شاهدانِ بصیر است؛ آنان که حقیقتِ الهی را با جانِ خویش لمس کردهاند. قیامِ امام حسین (ع) گواهیِ بر این بلوغِ عرفانی است که مسیرِ رسیدن به حق را برایِ همگان هموار ساخت.