پرددهدریِ کینهها و رسواییِ رازهایِ پنهان در شامگاهِ خونین
پرددهدریِ کینهها و رسواییِ رازهایِ پنهان در شامگاهِ خونین
بازخوانیِ عاشوراییِ آیات ۲۶ تا ۳۰ سوره مبارکه محمد
نثر مسجّع: طشتِ رسوایی و ضربتِ فرشتگانِ عذاب
در پهنهیِ نینوا، پنهانکاریِ منافقان به سر آمد و رازهایِ مکتومِ سینه بر آفتاب افتاد؛ چه آنکه گروهی به دشمنانِ دین پیام فرستادند که ما در پارهای از کارها با شما همرأییم؛ «ذَلِكَ بِأَنَّهُمْ قَالُوا لِلَّذِينَ كَرِهُوا مَا نَزَّلَ اللَّهُ سنُطِيعُكُمْ فِي بَعْضِ الْأَمْرِ». اما خدا بر نهانکاریِ آنان آگاه بود. آه از آن دم که فرشتگانِ مرگ بر چهره و پشتِ این بدسرشتان فرود آیند و جانشان را به سختی بستانند؛ «فَكَيفَ إِذَا تَوَفَّتْهُمُ الْمَلَائِكَةُ يَضْرِبُونَ وُجُوهَهُمْ وَأَدْبَارَهُمْ».
آنان که خشمِ پروردگار را خریدند و از رضایِ او روی گرداندند، دیدند که چگونه تمامِ اعمالشان بر باد رفت. آیا بیماریدلانی که در کوفه و شام علیه آلِ الله کینه میتاییدند، گمان کردند خداوند رازِ این دلهایِ بیمار را آشکار نخواهد کرد؟ آری، حقیقتِ باطلپرستان نه تنها از سیمایشان، که از لحنِ تلخِ کلامشان هویدا گشت؛ تا تاریخ بداند که باطنِ کینه در پرده نمیماند.
مثنوی عاشورایی: سیمایِ کینه و رسواییِ راز
سخن گفتند با دشمن پنهانی
که در این امر با ما همزبانی؟
خدا داند نهانِ سینهٔ این قوم
که افتادند در گردابِ شوموم
چو وقتِ جانستاندن در رسد باز
فرشتگان زنندش ضربتِ ساز
به پشت و صورتِ این قومِ مرتد
زند پیک اجل تیری مبرز
گمان بردند بیمار دلانِ زار
که رازِ کین نگردد آشکارا زار؟
نشانِ چهره و لحنِ کلامشان
عیان سازد فریب و مکرِ خامشان
شعر آزاد عاشورایی: کینههایِ عریان در کوچهٔ کوفه
در تاریکیِ کوچههایِ کوفه،
پچپچهایِ پنهانی جاری بود:
«ما با شما در دفعِ این خاندان همراهیم...»
آنان پنداشتند
کدورتِ دلها،
در زیرِ عمامهها و نقابها پنهان میماند؛
اما فراموش کردند که خدا
ناظرِ زوایایِ تاریکِ سینههاست.
روزی که فرا رسد
و فرشتگانِ مرگ،
با ضربتهایِ سهمگین
بر چهره و پشتِ منافقان فرود آیند،
تاوانِ غضبِ الهی را پس خواهند داد.
بیمارانِ دل،
هرچند نقابِ دوستی زدند،
اما از لحنِ تلخِ کلامشان،
و از زشتیِ سیمایشان،
نیرنگشان آشکار شد؛
و در آن دشتِ خونرنگ،
کینهها تا ابد رسوا شدند.