پیوند عاشوراییِ نوشته، **ادبی و تمثیلی** است، نه تفسیر قطعی آیات.آیات ۱۵ تا ۲۰ سورهٔ رعد
درخواست شما بازهٔ **آیات ۱۵ تا ۲۰ سورهٔ رعد** را دربرمیگیرد. آیهٔ ۱۵ در پاسخ پیشین آمده بود؛ برای پیوستگی، ترجمه و متن کامل اینبار آیات ۱۵ تا ۲۰ را یکجا میآورم. پیوند عاشوراییِ نوشته، **ادبی و تمثیلی** است، نه تفسیر قطعی آیات.
## متن آیات و ترجمه
**آیهٔ ۱۵**
وَلِلَّهِ يَسْجُدُ مَنْ فِي السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ طَوْعًا وَكَرْهًا وَظِلَالُهُمْ بِالْغُدُوِّ وَالْآصَالِ
هر که در آسمانها و زمین است، خواه و ناخواه، برای خدا سجده میکند؛ و سایههایشان نیز بامدادان و شامگاهان [در برابر او سر فرود میآورند].
**آیهٔ ۱۶**
قُلْ مَنْ رَبُّ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ قُلِ اللَّهُ ۚ قُلْ أَفَاتَّخَذْتُمْ مِنْ دُونِهِ أَوْلِيَاءَ لَا يَمْلِكُونَ لِأَنْفُسِهِمْ نَفْعًا وَلَا ضَرًّا ۚ قُلْ هَلْ يَسْتَوِي الْأَعْمَىٰ وَالْبَصِيرُ أَمْ هَلْ تَسْتَوِي الظُّلُمَاتُ وَالنُّورُ ۗ أَمْ جَعَلُوا لِلَّهِ شُرَكَاءَ خَلَقُوا كَخَلْقِهِ فَتَشَابَهَ الْخَلْقُ عَلَيْهِمْ ۚ قُلِ اللَّهُ خَالِقُ كُلِّ شَيْءٍ وَهُوَ الْوَاحِدُ الْقَهَّارُ
بگو: پروردگار آسمانها و زمین کیست؟ بگو: خدا. بگو: آیا جز او سرپرستانی گرفتهاید که برای خودشان نه سودی در اختیار دارند و نه زیانی؟ بگو: آیا نابینا و بینا یکساناند؟ یا تاریکیها و روشنایی برابرند؟ مگر برای خدا شریکانی پنداشتهاند که آفرینشی چون آفرینش او دارند و در نتیجه، آفرینش بر آنان مشتبه شده است؟ بگو: خدا آفرینندهٔ هر چیزی است و او یگانه و چیره است.
**آیهٔ ۱۷**
أَنْزَلَ مِنَ السَّمَاءِ مَاءً فَسَالَتْ أَوْدِيَةٌ بِقَدَرِهَا فَاحْتَمَلَ السَّيْلُ زَبَدًا رَابِيًا ۚ وَمِمَّا يُوقِدُونَ عَلَيْهِ فِي النَّارِ ابْتِغَاءَ حِلْيَةٍ أَوْ مَتَاعٍ زَبَدٌ مِثْلُهُ ۚ كَذَٰلِكَ يَضْرِبُ اللَّهُ الْحَقَّ وَالْبَاطِلَ ۚ فَأَمَّا الزَّبَدُ فَيَذْهَبُ جُفَاءً ۖ وَأَمَّا مَا يَنْفَعُ النَّاسَ فَيَمْكُثُ فِي الْأَرْضِ ۚ كَذَٰلِكَ يَضْرِبُ اللَّهُ الْأَمْثَالَ
از آسمان آبی فرو فرستاد، پس رودها هر یک به اندازهٔ گنجایش خود روان شدند؛ و سیلاب، کفی برآمده با خود برداشت. و از آنچه برای بهدستآوردن زیور یا کالا در آتش میگدازند نیز کفی همانند آن پدید میآید. خداوند اینگونه حق و باطل را مثال میزند: اما کف، بیفایده از میان میرود، و آنچه برای مردم سودمند است در زمین میماند. خداوند مثلها را چنین بیان میکند.
**آیهٔ ۱۸**
لِلَّذِينَ اسْتَجَابُوا لِرَبِّهِمُ الْحُسْنَىٰ ۚ وَالَّذِينَ لَمْ يَسْتَجِيبُوا لَهُ لَوْ أَنَّ لَهُمْ مَا فِي الْأَرْضِ جَمِيعًا وَمِثْلَهُ مَعَهُ لَافْتَدَوْا بِهِ ۚ أُولَٰئِكَ لَهُمْ سُوءُ الْحِسَابِ وَمَأْوَاهُمْ جَهَنَّمُ ۖ وَبِئْسَ الْمِهَادُ
برای کسانی که دعوت پروردگارشان را پذیرفتند، پاداشی نیکوست؛ و کسانی که دعوت او را نپذیرفتند، اگر همهٔ آنچه در زمین است و همانندش را نیز داشته باشند، آن را برای رهایی از پیامد کارشان فدا میکنند. حسابی سخت در انتظار آنان است و جایگاهشان دوزخ است، و چه بد آرامگاهی است.
**آیهٔ ۱۹**
أَفَمَنْ يَعْلَمُ أَنَّمَا أُنْزِلَ إِلَيْكَ مِنْ رَبِّكَ الْحَقُّ كَمَنْ هُوَ أَعْمَىٰ ۚ إِنَّمَا يَتَذَكَّرُ أُولُو الْأَلْبَابِ
پس آیا کسی که میداند آنچه از سوی پروردگارت بر تو نازل شده حق است، مانند کسی است که نابیناست؟ تنها خردمندان پند میپذیرند.
**آیهٔ ۲۰**
الَّذِينَ يُوفُونَ بِعَهْدِ اللَّهِ وَلَا يَنْقُضُونَ الْمِيثَاقَ
همان کسانی که به پیمان خدا وفا میکنند و پیمان را نمیشکنند.
## نثر مسجّع عاشورایی
آسمان و زمین، به فرمانِ آفریدگار، سر بر آستانِ او میسایند؛ سایهها نیز در گردشِ صبح و شام، گواهِ فروتنیِ پیکرها و پدیدههایند. پس چه جای آنکه دل، جز خالقِ یکتا را تکیهگاه گیرد؟ نابینا و بینا برابر نیستند، و شبِ باطل با سپیدهٔ حق همسنگ نیست. خداست آفرینندهٔ هر چیز؛ یگانهای چیره که شریک و همتا نمیپذیرد.
باران که فرو میبارد، هر دره به اندازهٔ خویش آب میگیرد؛ سیلاب کف برمیآورد، اما کف ماندنی نیست. زر نیز در آتش میگدازد و کفِ ناخالصی را پس میزند؛ آنچه سودمند است میماند و آنچه پوچ است میرود. چنین است فرجامِ حق و باطل: باطل گاه پرهیاهو و برآمده مینماید، اما ماندگاری از آنِ حقیقت است.
در خوانشی ادبی از عاشورا، ندای حسین بن علی (ع) دعوتی به سوی حق بود و پاسخِ یارانش، وفای به عهد. در برابر، غوغای سپاهِ ستم چون کفِ سیلاب برخاست؛ پرصدا، اما ناپایدار. آنان که پیمانِ وفا بستند، در میدانِ بلا بر عهد خویش ماندند؛ آنان که پیمان گسستند، نامی تیره در دفترِ تاریخ گذاشتند. خاکِ کربلا گواه شد که حق، اگرچه به خون آغشته شود، از یاد نمیرود؛ و باطل، اگرچه بر نیزه بنشیند، سرانجام فرو میریزد.
## شعر آزاد عاشورایی
سایهها
صبح و شام
به سوی خدا خم میشوند؛
اما دلِ آدمی
گاه راهی دیگر میجوید.
بگو:
آیا نابینا و بینا برابرند؟
آیا شبِ فریب
با روشناییِ حقیقت یکیست؟
باران فرود میآید،
رودها به راه میافتند،
و سیلاب
کفهای بلند بر دوش میکشد؛
اما کف میرود،
آب میماند.
در کربلا نیز
هیاهوی باطل بلند بود؛
شمشیرها برق میزدند
و خیمهها در محاصره بودند.
اما آنچه ماند،
صدای حقیقت بود؛
نامِ آنان که دعوت را شنیدند،
و تا واپسین نفس
پیمان نشکستند.
ای حسین،
تو رفتی
و کفِ ستم فرو نشست؛
اما از خونِ تو
جویِ بیداری جاری ماند.
## شعر مثنوی عاشورایی
جهان ساجد به درگاهِ خداست
زمین و آسمان در امرِ او راست
کجا با نور، ظلمت همتراز است؟
کجا نابینایی همنماز است؟
خدا خالق، یگانه، چیرهدست است
شریک و همترازی نیست، هست است؟
چو باران بر زمین بارید از آنسو
روان شد هر رودی به اندازهٔ خود
کفِ سیلاب اگر بالا نشیند
ز روی آب، آخر، دور بیفتد
چو زر را در دلِ آتش گدازند
کف و ناخالصی را بازسازند
بمانَد آنچه سودِ خلق دارد
حقیقت، ریشه در دلها بگستراند
حسین آمد به دعوت سویِ یزدان
که بیدار آید از خوابِ پریشان
یکی لبیک گفت و عهد را بست
به میدان رفت و از پیمان نرست
یکی پیمان شکست و ماند رسوا
فرو مرد آن هیاهوی فریبآسا
به نیزه گر سرِ خورشید بنشانند
چراغِ حق ز دلها برنگردانند
**یادداشت:** تعبیرهایی چون �کفِ ستم� و �جویِ بیداری� در شعر و نثر، تمثیلهای ادبی برای بازتاب مضمون آیهٔ ۱۷ و یادکرد عاشوراست؛ این تعبیرها را نباید معنای انحصاری یا شأن نزول آیات دانست.