مالکیتِ بی‌کران و خفایای ضمیر؛ حسابرسیِ دل‌ها در پیشگاهِ حیّ قدیر

بازخوانیِ عاشوراییِ آیهٔ ۲۸۴ سورهٔ مبارکهٔ بقره

تأمل معرفتی:

آیهٔ ۲۸۴ سورهٔ بقره، درآمدی قدسی بر سرانجامِ سوره است؛ اعلانِ مالکیّتِ علی‌الاطلاقِ حق بر آسمان‌ها و زمین و آشکارگیِ مکنوناتِ قلب‌ها نزد پروردگار. در کربلا، دو باطن به داوری گذاشته شد: باطنِ اصحابِ سیدالشهدا (ع) که پنهان و پیدایشان آکنده از محبّت، صدق و تسلیم بود، و باطنِ شب‌پرستان که در ظاهر بر سبیلِ مسلمانی مدعی بودند و در خفا بذرِ کینه، نفاق و ملک‌ری پنهان کرده بودند؛ و خدای قادر بر کلّ شیء، اسرارِ هر دو طایفه را برملا ساخت.

۱. متن آیه و ترجمهٔ روان

«لِلَّهِ مَا فِي السَّمَاوَاتِ وَمَا فِي الْأَرْضِ ۗ وَإِنْ تُبْدُوا مَا فِي أَنْفُسِكُمْ أَوْ تُخْفُوهُ يُحَاسِبْكُمْ بِهِ اللَّهُ ۖ فَيَغْفِرُ لِمَنْ يَشَاءُ وَيُعَذِّبُ مَنْ يَشَاءُ ۗ وَاللَّهُ عَلَىٰ كُلِّ شَيْءٍ قَدِيرٌ»

ترجمه:

آنچه در آسمان‌ها و آنچه در زمین است از آنِ خداست؛ و اگر آنچه را در دل‌های خود دارید آشکار سازید یا پنهانش دارید، خداوند شما را به آن محاسبه می‌کند؛ پس هر که را بخواهد [و شایسته بداند] می‌آمرزد و هر که را بخواهد عذاب می‌کند؛ و خداوند بر هر چیزی تواناست.

۲. صرافِ مکنونات و غربالِ نیت‌ها

ـ نثر مسجع عاشورایی

«لِلَّهِ مَا فِي السَّمَاوَاتِ وَمَا فِي الْأَرْضِ»؛ ملک، ملکِ ازلیِ اوست و ماسوا همه در قبضهٔ فرمانش فانی. ثروتمندانِ کوفه گمان بردند با گستردنِ بساطِ زر و سیم، تقدیرِ تاریخ را به ارادهٔ باطل خویش می‌چرخانند؛ غافل از آنکه پهنهٔ زمین و فراخنای فلک در یدِ قدرتِ کسی است که حسین (ع) را برگزید تا مظهرِ شرف و آیینهٔ تمام‌نمای عبودیت باشد.

«وَإِنْ تُبْدُوا مَا فِي أَنْفُسِكُمْ أَوْ تُخْفُوهُ يُحَاسِبْكُمْ بِهِ اللَّهُ»؛ شبِ عاشورا کورهٔ امتحان بود و صرافِ ازل به محکِ خلوص نشسته بود. چون چراغ‌ها خاموش گشت و بیعت برداشته شد، آنچه در نفوس پنهان بود رخ نمود؛ آنان که طلبِ عافیت در دل پنهان کرده بودند، تاریکی را غنیمت شمرده و گریختند، و آنان که شهدِ شهادت در نهانخانهٔ جان داشتند، سینه‌ها بگشودند و فریاد زدند: «اگر هفتاد بار کشته شویم و خاکسترمان را بر باد دهند، از تو جدا نخواهیم شد!» خفایای ضمیرِ یاران، عشقِ بی‌آلایش بود و ضمیرِ دشمنان، تمنّای گندمِ ری و حبّ جاه.

«فَيَغْفِرُ لِمَنْ يَشَاءُ وَيُعَذِّبُ مَنْ يَشَاءُ»؛ مظهرِ این مغفرت حُرّ ریاحی بود؛ آن‌گاه که ندامتِ باطنی‌اش با نوری از ولایت درآمیخت و توبه‌اش بر خوانِ کرمِ حسینی پذیرفته شد؛ و مظهرِ عذاب، عمر سعد و شمر بودند که کینه‌های دیرین و حسد بر آل‌الله را در دل پروراندند تا در مردابِ شقاوتِ ابدی غرق گردند. «وَاللَّهُ عَلَىٰ كُلِّ شَيْءٍ قَدِيرٌ»؛ خونِ گلوی شش‌ماهه را به آسمان فرستاد و خونی بر زمین بازنگشت، تا حجت بر تمامِ عوالم تمام شود و قدرتِ الهی در شکستِ ظاهری و پیروزیِ جاودانهٔ عاشورا تجلی یابد.

۳. مکاشفهٔ شبِ عاشورا

ـ شعر آزاد عاشورایی

زمین از آنِ اوست،

آسمان از آنِ او،

و دل‌ها...

عرصه‌ای که هیچ رازی در آن پنهان نمی‌ماند.


در شبی که خیمه‌ها زمزمهٔ تلاوت داشتند،

چراغ خاموش شد؛

تا هرچه در نهانِ سینه‌هاست،

آشکار شود.

یکی در ضمیرش، هوای خانه و فرزند داشت و رفت؛

دیگری در خیالش، عطشِ وصال و عهدِ سرخ داشت و ماند.


خداوند به درونِ دل‌ها نگریست:

حُر با لرزشِ پنهانِ دست‌هایش آمد،

سپر وارونه کرد،

و دریای بخشش، شرمِ او را شست.

ابن‌سعد با ولعِ گندمِ ری آمد،

و نقاب از صورتِ طمع برکشید؛

پس داغِ حسرت و لعنت،

سهمِ جانِ سیاهش شد.


هیچ نیّتی گم نمی‌شود،

وقتی حاکم،

بر نهان و آشکارِ ذره‌ها بیناست...

۴. خلوتِ دل‌ها و جلوهٔ قدیر

ـ شعر مثنوی عاشورایی

ملکِ هستی سر به سر در دستِ اوست    جان و دل‌ها پرتوِ انوارِ هوست

آسمان‌ها، خاک و افلاک و زمین    بنده‌اند اندر حضورِ آن معین

گر نهان داری درونِ دل هوس    یا بگویی آشکارا با نفس،

حق حسابش برکشد در محکمه    نیست پنهان پیشِ او رازِ همه

در شبِ طف پرده‌ها بالا فتاد    عاشقِ صادق دل و جان کف نهاد

شمع را خاموش کرد آن مه‌جبین    تا عیان گردد خلوصِ اهلِ دین

هر که در سر مهرِ دنیا داشت، رفت    هر که دل بر جلوهٔ حق باخت، رفت؟

نه! بماندند آن دلیرانِ وفا    سرفرازانِ حریمِ کبریا

بخششی بارید بر جانِ حرور    حُر رها شد از تباهی سوی نور

لیک آن بدطینتانِ تشنه‌کام    مانده در غل‌های کفران و حسام

دستِ قدرت بر سرِ این ماجراست    جاودان پیروز، شاهِ کربلاست

۵. درس‌های عاشورایی آیهٔ ۲۸۴ سوره بقره

  • مالکیتِ مطلق حق و پوچیِ دنیاطلبی («لِلَّهِ مَا فِي السَّمَاوَاتِ وَمَا فِي الْأَرْضِ»):

    تمام ملک در کف قدرت خداست؛ فریب‌خوردگان کربلا برای حفظ چند روز حکومت یا مال دنیا در برابر مالک حقیقی ایستادند و هر دو سرا را باختند.

  • محاسبهٔ نیات و باطنِ قلوب («وَإِنْ تُبْدُوا مَا فِي أَنْفُسِكُمْ أَوْ تُخْفُوهُ»):

    عاشورا صحنهٔ کنار رفتن نقاب‌هاست. خداوند به نیت‌ها و حالات قلبی محاسبه می‌کند؛ خلوص یاران در شب عاشورا عیارِ ابدی یافت و نفاقِ پنهانِ مدعیان رسوا شد.

  • بابِ گشودهٔ توبه و مغفرت الهی («فَيَغْفِرُ لِمَنْ يَشَاءُ»):

    حتی در آخرین ساعات، اگر ندامتِ حقیقی در ضمیر انسان جوانه زند، رحمت حق دستگیری می‌کند، همان‌گونه که حُر بن یزید ریاحی از هلاکت به اوج سعادت رسید.

  • قدرتِ لایزالِ پروردگار در بقای حق («وَاللَّهُ عَلَىٰ كُلِّ شَيْءٍ قَدِيرٌ»):

    دشمنان پنداشتند با قتل حجت خدا، نور حق خاموش می‌شود؛ اما قدرت الهی از حنجره‌های بریده و کاروان اسرا، پیروزی جاودانه‌ای آفرید که تاریخ را تسخیر نمود.

«وَإِنْ تُبْدُوا مَا فِي أَنْفُسِكُمْ أَوْ تُخْفُوهُ يُحَاسِبْكُمْ بِهِ اللَّهُ»

دل‌های صیقل‌یافته در مکتب حسینی، از حسابرسیِ صرافِ ازل بیمی ندارند.

السَّلَامُ عَلَى الْحُسَيْنِ وَعَلَى عَلِيِّ بْنِ الْحُسَيْنِ وَعَلَى أَوْلَادِ الْحُسَيْنِ وَعَلَى أَصْحَابِ الْحُسَيْن