خلوص در دین، توهم واسطهگری بتها و تقابل بیداری شبانه با غرور غفلت
سلسله خوانشهای انتقادی ـ اجتماعی قرآن کریم
سوره مبارکه زمر: بخش نخست (آیات ۱ تا ۱۰)
خلوص در دین، توهم واسطهگری بتها و تقابل بیداری شبانه با غرور غفلت
۱. نثر مسجع (شکستن واسطههای زر و زور در پیشگاه دینِ بیشائبه)
فرو فرستادن این کتاب از جانب خداوند توانمند و فرزانه است؛ کتابی به حق، تا دین را تنها برای او بیارایی و بندگی را از شائبهی هر شریک و اربابی بپالایی («أَلَا لِلَّهِ الدِّينُ الْخَالِصُ»). هان! آنان که جز او سرپرستان و واسطههایی برگزیدند و گفتند: «ما اینان را نمیپرستیم مگر تا ما را اندکی به پیشگاه خدا نزدیک گردانند!»، در باطل خویش غوطهورند؛ و پروردگار میان آنان در آنچه اختلاف میورزیدند داوری خواهد کرد، چرا که دروغپردازانِ کفرانپیشه هرگز به سرمنزل هدایت نخواهند رسید.
اوست که آسمانها و زمین را بر شالودهی حق و میزان آفرید؛ شب را بر روز میپیچد و روز را بر شب میگسترد، و خورشید و ماه را در مدار انضباطی استوار مسخر ساخت. شما را از تنی یگانه آفرید و از سرشاریِ فیض خویش هشت زوج از چهارپایان بهرهی بقایتان ساخت؛ در تاریکیهای سهگانهی زهدان شما را پیکری پس از پیکری دیگر بخشید. این است خداوند، پروردگارِ همگان، که فرمانروایی و حاکمیتِ مطلق از آنِ اوست و هیچ معبودی جز او نیست؛ پس چگونه از این حقیقت روی میگردانید؟
اگر کفران ورزید، خداوند از بندگی و اطاعت شما بینیاز است و هرگز بیداد و ناسپاسی را بر بندگانش نمیپسندد؛ و هیچ باربرداری بار گناه دیگری را بر دوش نخواهد کشید. چون آدمی را گزندی رسد، زاریکنان پروردگارش را میخواند، اما چون نعمتی فراچنگ آورد، آن اضطرار پیشین را به فراموشی میسپارد و برای خدا همتایانی میتراشد تا خلق را از راه حق گمراه کند؛ بگو اندکی به کفرانِ خویش کام بران که از دوزخیانی! آیا آن کس که در دل شب به سجده و قیام خضوع میورزد و از بازپسین دادگاه بیمناک و به رحمت حق امیدوار است، با متکبرانِ بیخبر برابر است؟ بگو: آیا دانایان و نادانان یکسانند؟ تنها خردمندانِ پاکاندیش پند میپذیرند.
۲. شعر آزاد (واسطهها، نقابهای تقدیسشدهی بهرهکشی)
دینِ خالص،
آذرخشیست بر صورتکهای وساطت!
اشراف به صف ایستادهاند و میگویند:
«ما این بتهای سیمین و کاهنانِ زراندود را
تنها شفیعانِ خویش میدانیم؛
پلی میان خاک و آسمان!»
اما هر پلی که بندگی را به انحصار کشد،
دامیست گسترده برای مکیدنِ شیرهی جانِ فرودستان.
دین، آیینِ بیواسطهگیست؛
پیوندِ مستقیمِ رنجِ انسان با عدالتِ مطلق.
در تاریکیهای زهدان،
همه در هیئتِ خاکی یگانه جوانه زدیم؛
هیچ نطفهای با تاجی از طلا زاده نشد،
و هیچ تنی با زنجیری بر گردن شکل نگرفت.
زمین گسترده است و رحمتش بیپایان،
پس چرا انسان چون بادی موافق وزید،
رنجِ بیپناهیاش را از یاد برد
و شریکانی از تبارِ سرمایه برای هستی تراشید؟
شب فرامیرسد؛
سرمایهدار در بسترِ پرنیان از غرور مست است،
و بیدارْدلِ خسته از ستم،
پیشانی بر خاک میگذارد و دادخواهی را اشک میریزد.
آیا این دو در ترازوی تاریخ برابرند؟
هرگز!
دانایی، بیداری در دلِ ظلمت است،
و جهل، آرام گرفتن در کاخهای ستمگری.
۳. مثنوی (رمل)
ملاحظه انتقادی: شالودهشکنی واسطهگری دینی («مَا نَعْبُدُهُمْ إِلَّا لِيُقَرِّبُونَا») و بازتعریف دانایی رهاییبخش
آیه سوم سوره زمر به نقد بنیادی ایدئولوژی «شفاعتِ طبقاتی و کاستی» دست میزند. طبقات حاکم با تحمیل بتها و اولیا ساختگی مدعی بودند: «مَا نَعْبُدُهُمْ إِلَّا لِيُقَرِّبُونَا إِلَى اللَّهِ زُلْفَىٰ»؛ این شعار، ابزار ساختاری ایجاد یک «کاست روحانی-سیاسی» بود که با قرار دادن خود به عنوان تنها واسطههای ارتباط با امر قدسی، همواره از مردم باج و مالیاتهای معبدی میگرفتند و هرگونه دسترسی بیواسطه به حقیقت و رهایی را ناممکن جلوه میدادند. قرآن با تأکید بر «الدِّينُ الْخَالِصُ» هرگونه میانجیگری کاسبکارانه و اشرافی را در رابطه با پروردگار طرد میکند.
همچنین، پرسش محوری «هَلْ يَسْتَوِي الَّذِينَ يَعْلَمُونَ وَالَّذِينَ لَا يَعْلَمُونَ» (آیه ۹) در این بستر اجتماعی، معرفتشناسی مدرکگرایانه یا اشرافی را مد نظر ندارد؛ بلکه علم را با پراتیک رهاییبخش و شبزندهداری دادخواهانه («قَانِتٌ آنَاءَ اللَّيْلِ سَاجِدًا وَقَائِمًا») گره میزند؛ آگاهیای که بر تبار مشترک بیولوژیک انسانها در رحم مادر واقف است («فِي ظُلُمَاتٍ ثَلَاثٍ») و تسلیم سازوکارهای زر و فریب الیگارشی نمیشود.
بخش نخست سوره مبارکه زمر تقدیم شد. آیا برای بخش دوم (آیات ۱۱ تا ۲۶: فرمان به اخلاص فردی، ترس از عذاب روز بزرگ، استقلال در هجرت، نقد بردگی اربابان متعدد، و نمادینگی سایبانهای آتشین طبقاتی) ادامه دهیم؟