تطبیق برهمایسم و سوره فرقان - سطح اول: برهمان و توحید رحمانی
سلسله تطبیق برهمایسم و سوره مبارکه فرقان
سطح اول: برهمان (حقیقت مطلق) در تقابل با تبارشناسی توحید و رحمانیت
در آغازین گام از این سفرِ تطبیقی، به سراغِ بنیادینترین پرسشِ مابعدالطبیعیِ بشر میرویم: مبدأِ جهان چیست و کیفیتِ ارتباطِ میان خالق و مخلوق چگونه است؟ در سنتِ کهنِ ودایی و برهمایی، پاسخ در مفهومِ کلانِ «براهمن» (Brahman)؛ یعنی جانِ جهان، حقیقتِ متعالی و روحِ بیشکل و مطلقِ کیهانی متجلی میشود. در سوی دیگر، سورهٔ مبارکهٔ فرقان با آیاتی کوبنده و در عین حال سرشار از مهر، پروردگار را نه صرفاً یک «جوهرِ مطلقِ صامت»، بلکه «خالقِ مدبرِ رحمان» معرفی میکند.
۱. نگاه برهمایسم: براهمن و اتمان (وحدتِ وجودِ کیهانی)
در متونِ اوپانیشادها، براهمن منبعِ لایزال و بنیادینِ هستی است که تمامِ کثرتهای جهانِ مادی از او صادر شده و در نهایت به او بازمیگردند. در این تفکر، مرز میان خالق و مخلوق در نهایت درهم میشکند؛ چنانکه عبارتِ معروفِ اوپانیشادیِ «تات توام آسی» (Tat Tvam Asi - تو آن هستی) یا «آهام براهما اسمی» (من برهمان هستم) بر وحدتِ جوهری میان روحِ فردی (اتمان) و روحِ کیهانی (براهمن) دلالت دارد. در برهمایسم، حقیقت مطلقْ امری غیرشخصی (Impersonal) است که فراتر از اوصافِ انسانی قرار دارد.
۲. منظومهٔ توحیدی سوره فرقان: تبارشناسیِ «تبارک» و «رحمانیت»
تَبَارَكَ الَّذِي نَزَّلَ الْفُرْقَانَ عَلَى عَبْدِهِ لِيَكُونَ لِلْعَالَمِينَ نَذِيرًا (۱) الَّذِي لَهُ مُلْكُ السَّمَاوَاتِ وَالأَرْضِ وَلَمْ يَتَّخِذْ وَلَدًا وَلَمْ يَكُنْ لَهُ شَرِيكٌ فِي الْمُلْكِ وَخَلَقَ كُلَّ شَيْءٍ فَقَدَّرَهُ تَقْدِيرًا (۲)
قرآن کریم در آیهٔ نخستِ سورهٔ فرقان، با واژهٔ پربارِ «تَبَارَكَ» (که از ریشهٔ برکت و ثباتِ خیرِ لایزال است) آغاز میکند. برخلافِ براهمنِ غیرشخصیِ هندی، خالقِ قرآن دارای اراده، مالکیتِ مدبرانه («له ملک السماوات والارض») و رابطهٔ عبودیت و محبت با بندهٔ خود («علی عبده») است. او جهان را «تصادف» یا صرفاً «تجلیِ ناخودآگاهِ ذات» ندانفته، بلکه با محاسبه، مهندسی و تقدیرِ دقیق آفریده است: «وَخَلَقَ كُلَّ شَيْءٍ فَقَدَّرَهُ تَقْدِيرًا».
۳. مقایسه تطبیقی: «جوهرِ صامتِ کیهانی» در برابر «حاکمِ مدبرِ رحمان»
الف) مسئلهٔ شخصیت و اراده: براهمن در فلسفهٔ برهمایی غالباً امری خنثی، بینام و نشان و فاقدِ ارادهٔ شخصیِ آگاهانه است. در مقابل، توحیدِ سورهٔ فرقان بر «ربوبیتِ آگاهانه»، «ارادهٔ هدایتگر» (نزول فرقان برای انذار جهانیان) و صفاتِ جمال و جلال تأکید دارد.
ب) رابطهٔ انسان و حقیقت: در برهمایسم، کمالِ انسان در حل شدن و ذوب گشتنِ اتمام در براهمن (همچون قطرهای در دریا) است. اما در قرآن، اوجِ مقامِ انسان در عنوانِ «عبدي» (بندگیِ آگاهانه و عشقورزانه نسبت به خالقِ مدبر) تجلی مییابد؛ بندگیای که در ادامهٔ سوره به عنوانِ صفاتِ برجستهٔ «عباد الرحمن» به تصویر کشیده خواهد شد.