بخش پایانی عهدنامه، اگرچه کوتاه است، اما از منظر تحلیل سیاسی اهمیت راهبردی فراوانی دارد. این قسمت، در واقع، توجیه نهایی و مبنای مشروعیت پایدار حکومتی است که امام علی (ع) در سه بخش پیشین اصول آن را ترسیم کرده بودند. این بخش به بعد فراتاریخی و فرامادی قدرت می‌پردازد.

۱. تقویت مشروعیت سیاسی از طریق بُعد ماورایی (الهی)

امام علی (ع) با یادآوری معاد و حسابرسی الهی، عالی‌ترین سطح پاسخگویی سیاسی و مشروعیت‌سازی را مطرح می‌کنند:

  • منبع اقتدار نهایی: در جهانی که رقابت‌ها بر سر قدرت دنیوی بود، امام (ع) به مالک اشتر یادآور می‌شوند که قدرت نهایی و نظارت حقیقی از آن خداوند است. این دیدگاه، اقتدار حکومت را از یک منبع پایدار و غیرقابل تخطی تأمین می‌کند که فراتر از هرگونه شورش یا دگرگونی سیاسی است. حاکمی که خود را در برابر خدا پاسخگو می‌داند، کمتر مستعد انحرافات سیاسی و ظلم است.

  • کنترل درونی قدرت: در غیاب نهادهای نظارتی مدرن، یادآوری روز حساب، یک ابزار سیاسی قدرتمند برای کنترل و مهار فساد و استبداد درونی حاکم است. حاکم از بیم عقوبت الهی، حتی در خلوت و بدون نظارت مردم، از ظلم و سوءاستفاده پرهیز می‌کند. این یک مکانیسم خودکنترلی سیاسی است که به ثبات و سلامت حکومت کمک می‌کند.

  • پذیرش عمومی و رضایت پایدار: مردمی که حاکم خود را متعهد به اصول الهی و پاسخگو به معاد می‌دانند، اعتماد و رضایت عمیق‌تری نسبت به حکومت پیدا می‌کنند. این اعتماد، پشتوانه سیاسی محکمی برای حکومت فراهم می‌آورد و از ناآرامی‌ها و سلب مشروعیت جلوگیری می‌کند.

۲. الزام به عمل‌گرایی و جدیت در سیاست‌گذاری و اجرا

تأکید امام (ع) بر اجرای دقیق و عملی تمامی دستورات و توصیه‌های عهدنامه، یک پیام سیاسی قاطع است:

  • مبارزه با شعارگرایی سیاسی: در بسیاری از نظام‌های سیاسی، اصول و ایده‌ها در حد شعار باقی می‌مانند. امام (ع) با این تأکید، به مالک اشتر (و هر حاکم دیگر) گوشزد می‌کنند که نظریه باید به عمل تبدیل شود. این نشان‌دهنده یک رویکرد عمل‌گرایانه در سیاست است که صرفاً به تدوین قوانین و برنامه‌ها بسنده نمی‌کند، بلکه اجرای مؤثر آن‌ها را نیز الزامی می‌داند.

  • افزایش کارایی سیستم: وقتی حاکم خود به جدیت در اجرا پایبند باشد، این رویکرد به سطوح پایین‌تر اداری نیز سرایت می‌کند و به افزایش کارایی و اثربخشی کل سیستم حکومتی منجر می‌شود. یک نظام سیاسی کارآمد، ثبات و رضایت بیشتری را به همراه دارد.

  • مسئولیت‌پذیری در عمل: این بخش، به مالک اشتر یادآوری می‌کند که او شخصاً مسئول پیاده‌سازی این سیاست‌ها است. این تأکید بر مسئولیت‌پذیری اجرایی، از شانه خالی کردن از زیر بار مسئولیت جلوگیری می‌کند.

۳. اتکا به مدد الهی: پشتوانه روانی و سیاسی در مواجهه با چالش‌ها

دعای امام (ع) برای مالک اشتر، بعد مهمی از رهبری معنوی-سیاسی را نشان می‌دهد:

  • کاهش فشار و افزایش پایداری: حکمرانی، به ویژه در دوران پرچالش امام علی (ع)، کاری بسیار دشوار و پرفشار بود. اتکا به مدد الهی و طلب توفیق از خداوند، به حاکم آرامش روانی و قدرت درونی می‌دهد تا در برابر سختی‌ها و دسیسه‌های سیاسی پایدار بماند و از اصول خود منحرف نشود. این یک سرمایه سیاسی نامرئی اما قدرتمند است.

  • تقویت روحیه ایثار و خدمت: وقتی حاکم باور دارد که تلاش‌هایش با توفیق الهی همراه است، با روحیه بالاتری به خدمت‌گزاری و ایثار برای مردم می‌پردازد، که این خود به افزایش مقبولیت و محبوبیت سیاسی او در میان مردم منجر می‌شود.

نتیجه‌گیری سیاسی از بخش چهارم:

بخش پایانی عهدنامه، لنگرگاه معنوی و اخلاقی کل سیستم سیاسی است که امام علی (ع) طراحی کرده بودند. این بخش نشان می‌دهد که پایداری سیاسی و مشروعیت حقیقی یک حکومت، در نهایت به بعد ماورایی و ارتباط آن با خالق هستی گره خورده است. با این نگاه، حکمرانی از یک امر صرفاً دنیوی و رقابت‌جویانه، به یک مسئولیت مقدس و ابدی تبدیل می‌شود. این بخش، عهدنامه را از یک سند صرفاً مدیریتی به یک منشور جامع سیاسی-معنوی ارتقا می‌دهد که می‌تواند برای هر حاکمی، در هر زمان و مکانی، راهگشا باشد.