خطبه چهارم نهجالبلاغه
خطبه چهارم نهجالبلاغه یکی از خطبههای کوتاهی است که امیرالمؤمنین علی (ع) در آن به شدت از طلحه و زبیر به دلیل نقض پیمان بیعتشان انتقاد میکند. این خطبه، بلافاصله پس از بیعت شکنی آنها و پیش از جنگ جمل ایراد شده است. امام در این خطبه، ماهیت و عواقب پیمانشکنی و نفاق را آشکار میسازد و به صراحت به حقانیت خود و باطل بودن راه آنها اشاره میکند.
متن خطبه (ترجمه):
«وَ مِنْ کَلامٍ لَهُ (عَلَیْهِ السَّلامُ) وَ قَدْ قَالَ لَهُ قَائِلٌ: «بِأَنْ تَلْحَقَ أَخَوَيْکَ» فَقَالَ (عَلَیْهِ السَّلامُ):»
یکی از سخنان او (امام علی علیهالسلام) است، در حالی که کسی به او گفت: «به دو برادرت (طلحه و زبیر) بپیوند.» پس امام (علیهالسلام) فرمود:
«إِلیَ أَنْ قَالَ: لَأَنَا عَالِمٌ وَ لَا أَجْهَلُ، وَ لَا أَضِلُّ وَ لَا أَجْهَلُ، وَ لَا أَعْثِرُ وَ لَا أَجْهَلُ، أَنَا أُقَاتِلُ مَنْ خَالَفَنِی، وَ لَا أَخَافُ لَوْمَةَ لاَئِمٍ.»
«من دانایم و نادان نیستم، راه را گم نمیکنم و جاهل نیستم، نمیلغزم و نادان نیستم. من با هر که با من مخالفت کند میجنگم و از سرزنش سرزنشکنندگان نمیترسم.»
(این عبارت، در برخی نسخ نهجالبلاغه، بخشی از همین خطبه است، و در برخی دیگر، به عنوان خطبهای جداگانه یا بخشی از خطبهای طولانیتر ذکر شده است. آنچه معمولاً به عنوان خطبه ۴ شناخته میشود، در ادامه میآید.)
«هذا وَ اللَّهِ کَمَا قَالَ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ: ﴿رَبَّنَا آتِنَا مِن لَّدُنکَ رَحْمَةً وَ هَیِّئْ لَنَا مِنْ أَمْرِنَا رَشَدًا﴾»
«این [پیمانشکنی]، به خدا سوگند، همان است که خدای عز و جل فرمود: «پروردگارا! از جانب خود رحمتی به ما عطا کن و راه رشدمان را برای ما مهیا فرما.»»
(این آیه از سوره کهف است که به داستان اصحاب کهف اشاره دارد و نشان از طلب هدایت در برابر انحراف دارد.)
«و اللهِ ما نَکَثَا و ما نَصَرَا، و ما خَذَلا و ما اِمتَزَجا بِحَقٍّ، و ما اَفلَحا.»
«به خدا سوگند! (طلحه و زبیر) نه پیمان شکستند و نه یاری دادند، نه رها کردند و نه با حق آمیختند، و رستگار نشدند.»
(اینجا امام با قاطعیت و سوگند، به ماهیت منفی و نافرجام عمل آنها اشاره میکند. استفاده از کلمه "نکثا" (شکستند) به معنی پیمانشکنی و "خذلا" (رها کردند/ناامید کردند) اشاره به عدم حمایت آنها از امام با وجود بیعت است.)
«اللَّهُمَّ إِنَّهُمَا قَدْ ظَلَمَانِی، فَخُذْ لَهُمَا بِهِمَا.»
«بار خدایا! همانا این دو به من ستم کردند، پس از ایشان برای من (یا به سبب ایشان) انتقام بگیر.»
(امام در اینجا به خداوند پناه میبرد و از او میخواهد که حق مظلوم (خودشان) را از ستمگران بستاند. این جمله، اوج نارضایتی و ستمی است که امام متحمل شده است.)
«هذا و اللهِ وَ ما لَهُمَا مِن مَذْهَبٍ، وَ ما لَهُمَا مِن رُجُوعٍ، وَ ما لَهُمَا مِن تَوْبَةٍ.»
«به خدا سوگند! این دو هیچ راهی (صحیح) ندارند، و بازگشتی (به حق) ندارند، و توبهای (برایشان) نیست.»
(امام با قاطعیت پیشبینی میکند که راه آنها به رستگاری نمیانجامد و از بازگشتشان به حق ناامید است. این جمله نشان از عدم امکان صلح و آشتی با آنها در آن شرایط دارد.)
«اللَّهُمَّ فَأَرِنِی بِهِمَا سَرِیعًا مَا یَسْتَحِقَّانِهِ.»
«بار خدایا! پس به زودی آنچه را سزاوارند، به من نشان بده.»
(این جمله نیز، طلب عاجل عدالت و مجازات برای پیمانشکنان از خداوند است.)
«هذا و اللَّهِ بِمَکْهِمَا وَ جَعَلَ اللَّهُ مَکْرَهُمَا فِی نَحْرِهِمَا، و اللَّهُ لاَ یَهْدِی کَیْدَ الْخَائِنِینَ.»
«این [کار آنها] به خدا سوگند به سبب مکرشان بود، و خداوند مکرشان را در گلوی خودشان قرار داد، و خداوند مکر خیانتکاران را هدایت نمیکند.»
(امام، عمل آنها را مکر و توطئه میداند و به وعده الهی مبنی بر ناکامی توطئهگران و خیانتکاران اشاره میکند. این جمله، مهر تأییدی بر بیعدالتی و توطئهگری آنهاست.)
تحلیل کلی خطبه:
- لحن قاطع و صریح: امام علی (ع) در این خطبه با لحنی بیپرده، قاطع و همراه با سوگندهای مکرر، از عمل طلحه و زبیر انتقاد میکند. این لحن، با توجه به جایگاه امام و ضرورت مقابله با فتنه، کاملاً بجا است.
- پیمانشکنی به عنوان محور: مضمون اصلی خطبه، "نقض بیعت" (نکث) و "عدم یاری" (خذلان) است که از سوی طلحه و زبیر صورت گرفته است. این دو مفهوم، ریشهی اصلی فتنه جمل و بحرانهای بعدی را تشکیل میدهند.
- استغاثه به درگاه الهی: امام در این خطبه، نه تنها به نبیان سیاسی میپردازد، بلکه به خداوند پناه میبرد و طلب یاری و انتقام میکند. این نشاندهنده آن است که امام، این نزاع را در چارچوب عدل الهی و ستم دیدگی از سوی پیمانشکنان میبیند.
- پیشبینی سرنوشت: امام با قاطعیت، از نافرجامی راه طلحه و زبیر و عدم رستگاری و توبهناپذیری آنها سخن میگوید که این پیشبینیها در وقایع بعدی (کشته شدن هر دو در جنگ جمل) محقق شد.
- تأکید بر حقانیت خود: امام در ابتدای خطبه، با عباراتی چون "أنا عالم و لا أجهل" بر دانش، بصیرت و حقانیت خود تأکید میکند تا هرگونه شک و شبهه را در مسیر خود از بین ببرد.
این خطبه، نه تنها یک سند تاریخی از مواضع امام علی (ع) در برابر مخالفانش است، بلکه درسهایی عمیق در مورد ارزش پیمان، عواقب خیانت، و اهمیت ایستادگی بر حق، حتی در برابر نزدیکترین یاران سابق، ارائه میدهد.